پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان 0

پرویز مشکاتیان در سال ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد. او مقدمات موسیقی را از شش سالگی نزد پدرش، حسن مشکاتیان، که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آموخت. وی آموختن موسیقی را در طول تحصیل در زادگاهش، نیشابور پی گرفت و تا پایان دورهٔ متوسطه همچنان

حمید بهروزی نیا تار را از 8 سالگی نزد عموی خود حسین بهروزی نیا شروع کرد و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی زیر نظر محمدرضا ابراهیمی ادامه داد.سپس وارد هنرستان موسیقی شده و از محضر استادان خوب هنرستان، آقایان حمید شجاعی و محمدرضا ابراهیمی بهره برد. بهروزی نیا بعد 0

حمید بهروزی نیا تار را از 8 سالگی نزد عموی خود حسین بهروزی نیا شروع کرد و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی زیر نظر محمدرضا ابراهیمی ادامه داد.سپس وارد هنرستان موسیقی شده و از محضر استادان خوب هنرستان، آقایان حمید شجاعی و محمدرضا ابراهیمی بهره برد. بهروزی نیا بعد

حمید بهروزی نیا تار را از 8 سالگی نزد عموی خود حسین بهروزی نیا شروع کرد و در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی زیر نظر محمدرضا ابراهیمی ادامه داد.سپس وارد هنرستان موسیقی شده و از محضر استادان خوب هنرستان، آقایان حمید شجاعی و محمدرضا ابراهیمی بهره برد. بهروزی نیا بعد از اتمام هنرستان تار را نزد هوشنگ ظریف، ارشد طهماسبی ، آیدین علیانسب و داریوش پیرنیاکان ادامه داد و تنبک را نیز زیر نظر سیامک بنایی فراگرفت.

بهروزی نیا در سال 74 مقام دوم جشنواره موسیقی و در سال 75 مقام اول جشنواره موسیقی را در بخش تکنوازی کسب کرد. از همان سال در کنسرتهای بسیاری در ایران، کشورهای آسیایی، اروپا و کانادا با گروه های جوان، اخوان، طلوع، سالک ، قلندر، چوپی، خنیا، تال، قمر و لوتوس به عنوان نوازنده و آهنگساز فعالیت داشته است.

در کارنامه کاری حمید بهروزی نیا سرپرستی و آهنگسازی گروه لوتوس نیز به چشم می خورد که از نمونه کارهای این گروه آلبوم فرزند ایران به خوانندگی سینا سرلک را می توان نام برد. که در سال 89 از طرف خانه موسیقی نامزد بهترین آلبوم سال شد.

این آهنگساز همچنین موفق به همراهی و عضویت گروه های بین المللی نظیر Melody For Dialogue میباشد

گروه New Silk Road به رهبری و آهنگسازی آقای تن دون که یکی از بزرگترین و معروفترین آهنگسازان دنیا هست، هرساله در یکی از کشورهایی که در مسیر جاده ابریشم قرار دارد کنسرتی برگزار میکند.

گروه Melody For Dialogue زیر نظر یونسکو میباشد و هر ساله نوازندگانی از 30 کشور دنیا در قالب یک گروه جمع میشوند و کنسرتی با شعار صلح از طریق موسیقی برگزار میکند.

ایشان همچنین کتاب (اتود برای تار) را در دست تالیف دارد.

بهروزی نیا ضمن نوازندگی در بسیاری از آلبوم ها نظیرهمیشه جاویدان و خاطره تا خیال و قطعات رادیو و تلویزیون،آهنگسازی و نوازندگی آلبوم فرزندایران و سفری تا روشنایی را نیز بر عهده دارد.

او همچنین دارای درجه هنری از وزارت ارشاد معادل لیسانس موسیقی میباشد.

شیرمحمد اسپندار 0

شیرمحمد اسپندار


این شیرمحمد اسپندار، استاد دونلی و نابغه‌ی موسیقی ایران است در اتاق خانه‌اش در بلوچستان. او دارای دکترای افتخاری موسیقی از کشور فرانسه نیز هست.
[Photo]
درخت‌های نخل شیرمحمد خشکیده است و او با حقوق ماهیانه 180 هزارتومان که وزارت ارشاد به او اختصاص داده، زندگی می‌گذراند!
 
شیرمحمد اسپندار یکی از نوازندگان مطرح ساز دونلی در ایران و جهان است.

زندگی نامهویرایش

استاد شیرمحمد اسپندار در سال ۱۳۱۰ هجری خورشیدی در بمپوربلوچستان متولد گردید. در نوجوانی به پاکستان رفت و در سال۱۳۳۷ پس از کسب تجربه در زمینهٔ موسیقی به ایران بازگشت. وی تا سال ۱۳۶۲ برای نواختن موسیقی بلوچی از تک نی هم استفاده می‌کرده‌است.

او موفق به کسب دکترای افتخاری موسیقی سنتی از کشورفرانسه و دیپلم افتخار نوازندگی در ایران شده‌است. تندیس او و نخستین دونلی در موزه تهران به یادگار گذاشته شده‌است.
Forwarded message: 
زخمه [4/14/16 1.1K
[Photo]
استاد شیر محمد اسپندار تنها دونلی نواز مطرح ایران
[Photo]
صدای بکر و خسته ساز دونی،نوای زندگی را ازاعماق روزگاران گذشته بدون آلایش برای ما به ارمغان میآورد.استاد اسپندار نوا و نغمه های لهجه بلوچی را به زیبایی هرچه تمام تر مینوازد

استاد احمد عاشور پور(پدر موسیقی فولکلور گیلان) #_معرفی_چهره_موسیقی_ایرانی   استاد احمد عاشورپور(زاده ۱۸ بهمن ۱۲۹۶-درگذشته ۲۲ دی ۱۳۸۶) زاده بندر انزلی واقع در شمال ایران و استان گیلان است.وی مهندس کشاورزی،خواننده،آهنگساز و ترانه‌سرا بود،بیشتر ترانه‌های او ب 0

استاد احمد عاشور پور(پدر موسیقی فولکلور گیلان) #_معرفی_چهره_موسیقی_ایرانی استاد احمد عاشورپور(زاده ۱۸ بهمن ۱۲۹۶-درگذشته ۲۲ دی ۱۳۸۶) زاده بندر انزلی واقع در شمال ایران و استان گیلان است.وی مهندس کشاورزی،خواننده،آهنگساز و ترانه‌سرا بود،بیشتر ترانه‌های او ب

استاد احمد عاشور پور(پدر موسیقی فولکلور گیلان)
#_معرفی_چهره_موسیقی_ایرانی

استاد احمد عاشورپور(زاده ۱۸ بهمن ۱۲۹۶-درگذشته ۲۲ دی ۱۳۸۶) زاده بندر انزلی واقع در شمال ایران و استان گیلان است.وی مهندس کشاورزی،خواننده،آهنگساز و ترانه‌سرا بود،بیشتر ترانه‌های او به زبان گیلکی و برخی نیز به زبان فارسی بود.تحصیلات مقدماتی خود را در این در زادگاهش گذراند و چنان که خودش در مصاحبه‌ای گفته است،وزن و قافیه و ریتم در شعر را در همین دوران و با مطالعه اشعار کلاسیک ایرانی،و از جمله دیوان شمس تبریزی،آموخته است. در سال ۱۳۲۲ به استاد ابوالحسن صبا معرفی شد و در رادیو تهران به خوانندگی پرداخت.در این دوره از همکاری مرتضی محجوبی و حسین تهرانی برخوردار بود.سپس وی به دعوت روح‌الله خالقی با انجمن ملی موسیقی همکاری می‌کرد.او با رادیو دو دوره بین سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ و ۱۳۳۶ تا سال ۱۳۳۸به همکاری پرداخت.شعر چند ترانه او را جهانگیر سرتیپ پور سروده است. زندگی استاد احمد عاشورپور جلوه‌های گوناگونی دارد و نشانگر مجموعه‌ای از ویژگی‌های بارز و برجسته در شخصیت وی می‌باشد. در عرصهٔ هنر عاشورپور،آهنگ ساز، ترانه پرداز و خواننده‌ای با صدای گرم و رسا بود.ترانه‌های او را نه تنها مردم گیلان که بسیاری از مردم در سایر نقاط ایران ورد زبان داشتند.در دورانی که ترانه‌های محلی بسیار حقیرتر از خواندن ترانه‌های معمول به نظر می‌آمد،وی به خواندن ترانه‌های مردمی پرداخت،ترانه‌هایی که رنگ و بوی زندگی مردم کوچه و بازار،مردم زحمت کش و تهی دستان را داشت.

https://telegram.me/zakhmeh_h_z
Forwarded message: 
دنیای ترانه [Thu 538
Forwarded message: 
زخمه [Thu 388
[Photo]
استاد عاشورپور در عرصه هنر،خلاق بود. موسیقی که نه تقلید مبتذل ازموسیقی غرب بود و نه بیان ساده وبلاواسطهٔ ملودی تکراری مردم کوچه و بازار. موسیقی وی بازآفرینی خلاق و هنرمندانهٔ موسیقی فولکلور ومردمی بود
امید،عنصر شاخص محتوی ترانه‌ های استاد عاشورپور بود.مردمی که در پهنهٔ شالیزارها به جنگ زالوها می‌روند تا زندگی را پیدا کنند،این مردم نمی‌توانند با یاس فلسفی،عرفان زدگی و گرایش‌های ویژهٔ روشنفکری زندگی کنند،آن‌ها موسیقی امید بخش و نشاط آور می‌خواهند،موسیقی که توفان دریا را بسراید و در غوغای جمعه بازار، گرمی خون سرخی را که در گونه‌ های دختر عاشق جریان دارد به عرصهٔ کلام بکشاند.ترانه‌های استاد عاشورپور آکنده از امید بود. قسمتی از یکی از ترانه‌های وی: ««زیباتر از جهان امید ای دوست، جهانی نیست»»

زندگینامه حبیب الله بدیعی استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته ایرانی، آهنگساز و ویلونیست،فرزند علی محمد(دوتار می نواخت) در چهارم فروردین ۱۳۱۲ در سرزمین همیشه بهار هنرپرور و مردخیز مازندران درشهرستان “سواد کوه” روستای ازانده در کانونی گرم و با محبت و در 0

زندگینامه حبیب الله بدیعی استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته ایرانی، آهنگساز و ویلونیست،فرزند علی محمد(دوتار می نواخت) در چهارم فروردین ۱۳۱۲ در سرزمین همیشه بهار هنرپرور و مردخیز مازندران درشهرستان “سواد کوه” روستای ازانده در کانونی گرم و با محبت و در

زندگینامه حبیب الله بدیعی
استاد حبیب الله بدیعی موسیقیدان برجسته ایرانی، آهنگساز و ویلونیست،فرزند علی محمد(دوتار می نواخت) در چهارم فروردین ۱۳۱۲ در سرزمین همیشه بهار هنرپرور و مردخیز مازندران درشهرستان “سواد کوه” روستای ازانده در کانونی گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادری که برای هنر و هنرمند احترامی خاص قائل بودند تولد و پرورش یافت.
دو ساله بود که پدرش “سواد کوه” را ترک و در شهر ساری اقامت گزید و به کار فلاحت و تجارت پرداخت. هنوز هشت بهار از سن حبیب نگذشته بود که همراه خانواده ی خود به تهران آمد و مقیم این شهر شد.
در ساری برادر بزرگ حبیب برای خود ویلنی تهیه کرده و نزد یک نوازنده ی ارمنی به فراگرفتن ویلن مشغول می شود ولی بعد از دو سال از ادامه ی کار خسته شده و نواختن ویلن را ترک می کند. در این زمان حبیب گهگاهی بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستی به آرشه ی ویلن برده و نغمات دلنشینی به گوش می رساند. این عمل از دید برادر مکتوم نماند و وقتی علاقه ی شدید او را نسبت به موسیقی می بیند ویلن را به او هدیه می کند.
پدر و مادرش که به تعلیم و تربیت وی مانند سایر اولادان خود بی نهایت علاقمند بودند بر تحصیلات او نظارت دقیق داشتند و او تا اخذ لیسانس از دانشکده ی علوم تمام مراحل تحصیلی را با موفقیت به پایان رسانید.
سال ۱۳۲۶ بود که حبیب نوجوان پس از مدتی تمرین نزد خود به کلاس آقای “مفخم پایان” می رود و از ایشان کسب فیض می کند. دکتر لطف اله مفخم پایان یکی از شاگردان خوب و باوفای استاد ابوالحسن صبا بود چنانکه اغلب ردیفهای استاد به خط و اهتمام این هنرمند نوشته و چاپ شده است. وی مدت سه سال حبیب اله بدیعی را در فراگیری ردیفهای صبا تعلیم می دهد. بدیعی رفته رفته چنان پیشرفتی در کار موسیقی حاصل می کند که در سال ۱۳۲۹ یعنی پس از چهار سال نوازندگی به عنوان سولیست در برنامه ی رادیو ارتش به نواختن ویلن مشغول می شود. بعد از دو سال در واقع در سال ۱۳۳۱ به کلاس استاد ابوالحسن صبا می رود و مدت دو سال از محضر او کسب فیض کرده و دوره ی تکمیلی آوازها را نزد او به پایان می رساند. در همین زمان که نزد استاد صبا به فراگیری مشغول بود مدت دو سال نیز نزد یکی از اساتید موسیقی کلاسیک خارجی به نام “جینگوزیان” که از ارامنه ی قفقاز بود دوره می بیند.
حبیب اله بدیعی در نواختن دستگاهها و گوشه های آواز قدرت و توانایی قابل ملاحظه یی دارد. در آهنگسازی و نوازندگی دارای سبک خاصی است که هر یک از آثار او از شیوایی و لطافت کم نظیری برخوردار است. او همین که می بیند تکرار نغمات و گوشه ها ممکن است برای شنونده کسالت آور باشد به قطعه یی ضربی روی می آورد که موجب تنوع و مبین قدرت نوازندگیش می گردد به طوری که بسیاری از اهل فن معتقدند سلوی مشهور او که در دستگاه “شور” نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامی دریای مازندران زادگاهش می باشد و شنونده را در الهام و رؤیاهای دور و دراز فرو می برد.
حبیب اله بدیعی ابتدا در سال ۱۳۳۳ ارکستر کوچکی را رهبری می کرد که بعدها بنا به تجدید نظر تشکیلات ارکسترهای رادیو ارکستر شماره ی ۶ نام گذاری گردید. وی در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه ی گلها کار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون : غلامحسین بنان حسین قوامی اکبر گلپایگانی محمودی خوانساری محمد رضا شجریان و غیره آغاز کرد.
وی در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو در سال ۱۳۴۵ معاون اداره ی رادیو تهران و سپس معاون اداره ی موسیقی سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس اداره ی موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی که اعضاء آن متشکل از آقایان:مرتضی حنانه علی تجویدی و حسینعلی ملاح بود منتصب می گردد و ضمن رهبری ارکسترهای شماره ی ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری ارکستر “باربد” را به عهده داشت
خاطره:
عزیزالله بیات به یاد مى آورد که در مصاحبه اى تلویزیونى از استاد صبا پرسیدند
قوى ترین شاگردتان کیست؟
و استاد در نهایت حیا و فروتنى گفتند که مردم باید
بهترین را تشخیص دهند. بیات از پاسخ استاد قانع نشد و در جلسه اى خصوصى
همین سؤال را از او مى پرسد و استاد صبا مى گوید: حبیب الله بدیعى .
حبیب اله بدیعی نه فقط استعدادی باورنکردنی در بداهه سرایی و ردیف شناسی دارد بلکه اگر لازم باشد بالاترین درجه ی قدرت تقلید را هم از هنرمندان گذشته دارد. او این کار را زمانی انجام می دهد که از هر جهت لزوم این عمل ثابت شده باشد کما این که بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواری از قطعه ی معروف “زنگ شتر” او در دست نبود و یا حداقل رادیو چنین نواری نداشت حال این که لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از دست رفته این شاهکار همیشه جاویدان او پخش می شد از سوی دیگر استاد فقید شاگردان زیادی داشت منجمله حبیب اله بدیعی هم شاگرد او بود. باری بنا به صلاحدید مدیر آن روز رادیو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد
:violin::violin: @violinf
این قطعه ی“زنگ شتر” را نواختند و قطعه یی که بنا به نظر بسیاری پذیرفته شد و حتی به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه یی بود که حبیب اله بدیعی نواخته بود. یکبار دیگر باید بگویم که در همان زمان صریحا به تصدیق همگان آنچه که حبیب اله بدیعی نواخته بود صد در صد با نحوه ی نوازندگی استاد ابوالحسن خان صبا برابری می کرد. این همه فقط بدان دلیل است که حبیب اله بدیعی درست همان راهی را پیمود که استادش پیموده بود یعنی او هم مثل مرحوم صبا برای فراگرفتن فن درست آرشه کشی و شناخت ویولون نزد بهترین استادان ویولون کار کرد و نتیجه آن شد که مسئله ی آرشه ی چپ و راست حبیب اله بدیعی درست همانی است که نزد دیگر استادان بزرگ غربی مطرح است یعنی کمتر می توان فهمید کدام آرشه ی او چپ است و کدام راست و این بالاترین حد قدرت آرشه است. اما حبیب اله بدیعی همه ی قدرت های نوازندگی و بداهه سرایی را یکجا دارد ولی این بدان معنا نیست که احیانا تا بوده چنین بوده چرا که در گذشته یا در روزگاری که بعضی از تکنوازان امروزی دوران نوجوانی را می گذراندند تکنوازان دیگری بودند که برنامه هایشان زنده پخش می شد و به همین جهت مدرک زیاد و زنده یی مثل : صفحه و نوار از این هنرمندان عزیز که متاسفانه رخت به سرای باقی کشیده اند نداریم ولی اگر در همین مختصر مدرک باقی مانده جستجو کنیم درمی یابیم که پایه و اساس بسیاری از خصوصیات تکنوازی های امروز به خصوص روی ویولون بستگی به این ها داشته یعنی ابوالحسن خان صبا که خود صاحب شیوه و مکتبی خاص بود شاگردانی تربیت کرد مثل : مهدی خالدی و علی تجویدی و همایون خرم.
حبیب اله بدیعی مثل جمعی دیگر از تکنوازان برجسته در مایه ها و گوشه های گوناگون موسیقی ملی دست به یک نوع بسط و گسترش زده چرا که می دانیم ردیف موسیقی ایران با همه ی عظمتش و با همه ی وسعتی که دارد معذالک الگویی است برای آن هایی که واقعا روحیه یا حس بداهه سرایی دارند گفتیم برای آن ها که دارند چه تجربه ثابت کرده بداهه سرایی کار هر کسی نیست به این معنا که یک تکنواز بداهه سرا علاوه بر تکنیکی بزرگ احتیاج به دانشی وسیع و محفوظاتی بسیار دارد وگرنه بداهه سرایی به نوعی به تکرار مکررات می رسد که خود به خود قابل شنیدن نیست. ”
حبیب اله بدیعی جهت شناساندن موسیقی سنتی و اصیل ایران مسافرت های متعددی به کشورهای : افغانستان و آلمان و آمریکا و بلژیک و انگلستان نموده که هنرمندانی نظیر : جهانگیر ملک و فرهنگ شریف و مجید نجاحی و محمودی خوانساری و جمال وفایی و کورس سرهنگ زاده با وی همکاری داشته اند. حبیب اله بدیعی برای کمک به مؤسسات خیریه منند بیمارستان های مسلولین و معلولین و اماکن فرهنگی کنسرت های فراوانی برپا نمود. وی علاوه بر تکنوازی آهنگ های بسیاری ساخت که اکثر آن ها از آثار خوب و باارزش موسیقی اصیل ایران می باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود یکصد و پنجاه آهنگ ساخت که خودش میان آن ها از : “ کعبه ی دل ها “ و “ فریاد از این دل “ و “ افسانه عشق “ و “ دل بی گناه “ و “ الهی بمونی “ و “ افسانه زندگی “ و “ جاودانه “ و “ رفته بودم “ و “ افسانه کمتر “ و “ شعله سرکش‌ “ و “ در آتشم “ و “ مهربان شو “ و “ سنگ صبور “ و “ زندگی من “ را بیشتر از همه می پسندد.

جای افسوس است که دست اجل گل وجود این عزیز را پژمرده و پرپر کرد و هنوز خیلی زود بود که او موسیقی اصیل ایران را از وجود پر برکت خود بی نصیب گذارد و ضربه ی سنگین و بزرگ بر پیکر موسیقی اصیل ایران وارد شد. هرچند از زمانی که ساز را از وی جدا کردند او فوت کرده بود.
حبیب الله بدیعی در سن ۵۹ سالگی در تاریخ ۲۹/۷/۱۳۷۱ به رحمت ایزدی پیوست. پیکر وی را در جوار امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند

کتاب ساز تنها

کتاب ساز تنها بوسیله آقای فرشید فرهمند حسن زاده نگارش شده است.
این کتاب نت نگاری نواخته های شادروان حبیب الله بدیعی است و در دو جلد منتشر شده است.
جلد نخست: نگارش قطعه های ضربی و آوازی آلبوم های برگ سبز 2و1 می باشد.
جلد دوم: به بررسی بیشتر دستگاه سه گاه و آوازهای اصفهان و دشتی و کوک های گوناگون آنها برگفته از آثار خصوصی و برنامه تکنوازان و ... پرداخته است
چرا حبیب الله بدیعی؟
اما آنچه به باور بیشتر صاحبنظران جایگاه بدیعی را از همتایانش متمایز می‌کند، تکنیک شگفت‌انگیز آرشه‌کشی اوست. مهارت او در استفاده از آرشه - که به گفته خودش حاصل سال‌های هنرآموزی نزد جینگوزیان، نوازنده ارمنی، و تمرین متدهای آرشه‌کشی فرنگی است - او را یک ‌سروگردن بالاتر از همه ویولن‌نوازان ایران و در کنار نوازندگان برتر جهان می‌نشاند. در سال‌های پیش که امکانات ضبط و پخش به گستردگی امروز نبود و قطعات موسیقی مورد علاقه‌مان را می‌باید روی نوارهای کاست با کیفیتی بسیار نازل، با هزار زور و زحمت به چنگ می‌آوردیم، وصف آرشه‌کشی بدیعی را تنها در کتاب‌ها می‌خواندیم و چندان تصوری از چندوچون آن نداشتیم
:violin::violin: @violinf :violin::violin:
اما در این روزهابه لطف شبکه های جهانی، اینترنت،امکان دانلود هر آنچه بخواهیم به طرفه‌العینی مهیاست، می‌توانیم نمونه‌های تصویری از اجراهای بسیاری از هنرمندان را ببینیم و تا حدی تحلیل کنیم. چند فیلم کوتاه از نوازندگی بدیعی در اینترنت منتشر شده که به‌رغم کوتاهی (بلندترین آنها 27 دقیقه است) و کیفیت نه‌چندان مطلوب، به خوبی نشان‌دهنده بسیاری از شاخصه‌های نوازندگی اوست.
استاد با مهارت تمام و بدون هیچ‌گونه افراط و تفریط، از همه قسمت‌های آرشه استفاده می‌کند و برای اجرای حالت‌های مختلف، به تناوب، نوک، میانه، یا انتهای آرشه را به کار می‌گیرد. اینکه می‌گویند تشخیص آرشه چپ و راست بدیعی ممکن نیست، در این فیلم‌‌ها به خوبی آشکار است؛ چنانکه گویی او با آرشه‌ای طویل و سرتاسری می‌نوازد که هیچ‌گاه به انتها نمی‌رسد. در حالی که سایر ویولن‌نوازان هم‌نسل او به‌ندرت از نیمه پایینی آرشه استفاده می‌کنند و این به آن علت است که مهار کردن این بخش از آرشه به سبب سنگین شدن نیمه بالایی آن دشوارتر است. حتی برخی نوازندگان برای سهولت کار، آرشه را با سه انگشت بزرگ و شست دست راست، در حالی که انگشت کوچکشان در هوا معلق است، از حدود 10 تا 15سانتیمتر بالاتر از پاشنه یا ابتدای چوب آن در دست می‌گیرند تا آرشه را سبک‌تر و کار خود را آسان‌تر کنند. این موارد را هم در نمونه‌های تصویری منتشر شده از سایر ویولن‌نوازان ایران می‌توان دید و با آرشه‌کشی بدیعی مقایسه کرد. آرشه‌پرانی‌های معروف بدیعی هم که از مشخصه‌های اصلی سبک اوست، در برخی فیلم‌های موجود قابل دیدن است. درواقع، آرشه‌پرانی و اجرای برخی قطعات تند روی دو سیم مجاور ویولن که روی یکی از آنها انگشت‌گذاری می‌شود و سیم دیگر نقش واخوان یا همراهی‌کننده دارد، تکنیکی است که استاد صبا با تقلید از فنون سه‌تارنوازی روی ویولن اجرا کرد و در لابه‌لای ردیف‌های دوگانه و مجموعه قطعات ضربی‌اش نمونه‌هایی از آن را به خط نت درآورد. برخی شاگردان صبا هم - از جمله استاد تجویدی- در بین نواخته‌هایشان گهگاه آرشه‌پرانی کرده‌اند اما این تکنیک در دستان بدیعی به اوج رسید و بیشترین و متنوع‌ترین و دشوارترین نمونه‌ها را او نواخت؛ چنانکه تقریبا در همه تکنوازی‌هایش چند دقیقه را به آرشه‌پرانی اختصاص داده است. پس از او هم هیچ‌کس به حد او از عهده اجرای این فن برنیامد. باید توجه داشت که کسی چون بیژن مرتضوی با آنکه از تکنیکی بالا و انکارناپذیر برخوردار است، بیشتر نوازنده موسیقی پاپ به‌شمار می‌رود و این تکنیک‌ها را غالبا در اجرای قطعات از پیش معین پاپ یا تصنیف‌های قدیمی یا نغمه‌های فولکلور به کار می‌بندد و در بداهه‌پردازی به هیچ‌وجه با بدیعی قابل‌قیاس نیست.

ویژگی دیگر ساز بدیعی استفاده از تمام ظرفیت‌های زیر و بم سیم‌های ویولن است. او نغمه‌های خود را چنان تنظیم می‌کرد که هر چهار سیم ویولن به صدا درآیند و چه در آواز و چه در قطعات ضربی هیچ‌گاه روی یک سیم چندان توقف نمی‌کرد که موجب کسالت شنونده شود. در این زمینه هم باید پرویز یاحقی را تنها هماورد او دانست که جمله‌هایش را هوشمندانه بین سیم‌های ساز قسمت می‌کرد. همچنین بدیعی بر حسب ضرورت از پوزیسیون‌های پایین دسته ویولن بهره می‌برد. گفتنی اینکه انگشت‌گذاری در این پوزیسیون‌ها در موسیقی ایرانی، به سبب داشتن فواصل ربع پرده، بسیار دشوار است و ویولن‌نوازان ایرانی معمولا قطعات خود را چنان تنظیم می‌کنند که ضرورت تغییر پوزیسیون دست چپ به کمترین حد ممکن برسد.
تبحر یافتن در جواب آواز، علاوه بر بهره‌گیری شفاهی از استادان این فن و شنیدن جواب آوازهای نوازندگان سازهای مختلف، نیازمند ذوق ادبی و شناخت و فهم عمیق شعر است. می‌دانیم که خواننده متبحر و مسلط بر صدا می‌تواند آزادانه به هر کجای دستگاهی که می‌خواند سر بکشد. دشواری کار نوازنده در همین است که باید چنان بر ساز مسلط باشد که به دور از تکرار و ملال‌انگیزی، خواننده را خلاقانه همراهی کند. این دشواری شاید در سازهای تار و سه‌تار که ردیف‌ها را بر اساس قابلیت‌های آنها نوشته‌اند، چندان مشهود نباشد، اما در ساز چموشی چون ویولن که خطای میلیمتری انگشت در گرفتن پرده درست، به خارج نواختن و به‌اصطلاح فالش شدن می‌انجامد، دادن جواب آواز درست و خلاق، به راه رفتن روی طنابی باریک می‌مانَد. با این حال، می‌گویند استاد صبا عقیده داشت ویولن برای اجرای تحریرهای آواز کارآمدترین ساز است و در ردیف‌هایش هم کوشید تکیه‌ها و نت‌های زینتی را منطبق بر تحریرهای آوازی ثبت کند. درستی این نظر صبا را به بهترین نحو، در ساز بدیعی می‌توان شنید. او با انبوهی از جواب‌های پخته و پرورده‌ای که با ساز سرکشش به خوانندگان سرشناسی چون بنان و قوامی و شهیدی و ایرج و گلپا و محمودی خوانساری و شجریان داده است، نام خود را در کنار جلیل شهناز و حسن کسایی در مقام بهترین جواب‌آواز‌دهندگان یکصد سال اخیر ایران ثبت کرده است.
:violin::violin: @violinf
بدیعی را باید کامل کننده اصلی مکتب ویولن‌نوازی صبا دانست که آموزه‌های استاد را فراگرفت و بسیار فراتر برد. بی‌گمان او جامع‌ترین ویولن‌نواز ایران تاکنون است که با تکیه بر ذوقی سرشار و تکنیکی استوار، نوای ناب سازش را که برخاسته از احساسات نابش بود، برای آیندگان جاودانه کرد.
ادامه زندگینامه مرد طربناک
«حبیب الله بدیعی؛آهنگساز،نوازنده ویلن»
:۱۳۳۹-۱۳۴۳
گسترش فعالیت در مجموعه برنامه های گلها،همکاری نزدیک با رحیم معینی کرمانشاهی و ساخت و اجرای تصنیف های بسیاری چون اسیر بلا،اسیر نگاه،پشیمان،اگر با من بودی،شبگرد،گریز،سنگ صبور،جای تو خالی بود با صدای مرضیه؛قسم،شعله سرکش و افسانه با صدای پوران(تصنیف اخیر که تلفیقی از سه گاه و همایون بود،در سال ۱۳۴۳ با تنظیم و رهبری«روح اله خالقی»،تک نوازی پرویز یاحقی،و صدای پوران در گلهای رنگارنگ ۳۷۹ اجرا شد)؛برای تو با صدای دلکش؛به سلامت با صدای«پرتو»؛بی قرار با صدای«کورس سرهنگ زاده»؛گذشته ها گذشته،حکایت نگفته،و سیرو سفر با صدای الهه؛ سرپرستی ارکستر های شماره ی ۶و ۲ گلها به طور مشترک با همایون خرم؛عضویت در شورای موسیقی رادیو از ۱۳۴۳خورشیدی در کنار علی تجویدی و«حسینعلی ملاح».
:۱۳۴۴-۱۳۵۱
معاونت اداره ی رادیو تهران و سپس اداره ی موسیقی؛ساخت تصنیف برای فیلم گنج قارون ؛ازدواج با رویا وساخت چند تصنیف از بهترین آثارش برای صدای او که همه را خود برای ارکستر گلها تنظیم کرد؛از جمله افسانه عشق که در اجرای آن بدیعی برای نخستین و آخرین بار در تلوزیون ظاهر شدو ارکستر را شخصأ رهبری کرد،بخوان زنگاهم،چرا خدایا،حاشا،دست تمنا،دل بی گناه،سراب،انتظار تو و غروب عشوه گر با صدای پرتو،راه خیال با صدای مرضیه،کعبه دل ها با صدای الهه،تدریس ویلن در هنرستان شبانه ی موسیقی ملی واقع در خیابان منوچهری،کوچه ارباب جمشید؛ریاست اداره ی موسیقی رادیو از ۱۳۴۶-۱۳۵۱خورشیدی؛ سفر به اروپا و اجرای کنسرت در کشورهایی چون ایتالیا،آلمان،انگلستان،و بلژیک با خوانندگان مختلف،از جمله کنسرتی در لندن به همراه اکبرگلپایگانی؛جدایی از بانو رویا.
:۱۳۵۲-۱۳۵۸
ازدواج با«سوسن محوی»؛تولد نخستین فرزندش امیرعلی در سال۱۳۵۲(امیرعلی در سال ۱۳۷۸،هفت سال پس از در گذشت بدیعی،در ۲۶سالگی از دنیا رفت)؛عضویت در شورای رادیو و تلوزیون در کنار علی تجویدی و معروفی و خرم؛ تولد دخترش لیلا؛ سرپرستی ارکستر باربد؛پیروزی انقلاب و کنارگیری از تمام عرصه های حرفه ای.
:۱۳۵۹-۱۳۶۵
جدایی از سوسن محوی و ازدواج با بانو«فرزانه»؛ضبط قطعاتی در دستگاه های مختلف در استودیو که پس از مرگش در سلسله نوارهایی با عنوان برگ سبز منتشر شد؛ضبط برنامه های خصوصی در مقامهای ماهور،شور ،اصفهان با آواز محمد رضاشجریان که بیانگر اوج پختگی و قدرت بدیعی در بداعه نوازی و جواب آواز است؛ابتلا به عارضه قلبی و اعزام به آمریکا برای انجام عمل بای پس.
:۱۳۶۶-۱۳۷۱
دیدار با«هابیل علی اف»،کمانچه نواز اذربایجانی؛مرگ برادرش ربیع که او را بسیار آزرده کرد؛آشفتگی زندگی و درگیری ناخواسته در مسئله ای مالی که به بازداشت ۲۴ روزه اش انجامید و او را از سفر به آمریکا برای معاینه ی سلامت قلبش باز داشت؛ خونریزی معده و بستری شدن در بیمارستان و سرانجام مرگ در ساعت ۲/۳۰ بامداد روز دوشنبه ۲۸ مهرماه ۱۳۷۱خورشیدی در منزلش در مجموعه آپارتمان های ونک پارک بر اثر ایست قلبی؛ خاکسپاری در ۲۹ مهرماه در امامزاده طاهر کرج و مراسم یاد بود در ۸ آبان ماه در ۱۳۷۱در تهران.روحش شاد یادش گرامی

ژاکلین دوپره (به انگلیسی: Jacqueline Du Pre) (۱۹۸۷-۱۹۴۵) نوازندهٔ انگلیسی تبار ویلن‌سل است. یکی از معروف‌ترین اجراهای او کنسرتوی الگار در می مینور است. دوپره شخصیت اصلی فیلم هیلاری و جکی است که بر مبنای خاطرات خواهرش از زندگی او ساخته شد. ژاکلین، دومین فرز 0

ژاکلین دوپره (به انگلیسی: Jacqueline Du Pre) (۱۹۸۷-۱۹۴۵) نوازندهٔ انگلیسی تبار ویلن‌سل است. یکی از معروف‌ترین اجراهای او کنسرتوی الگار در می مینور است. دوپره شخصیت اصلی فیلم هیلاری و جکی است که بر مبنای خاطرات خواهرش از زندگی او ساخته شد. ژاکلین، دومین فرز

ژاکلین دوپره (به انگلیسی: Jacqueline Du Pre) (۱۹۸۷-۱۹۴۵) نوازندهٔ انگلیسی تبار ویلن‌سل است. یکی از معروف‌ترین اجراهای او کنسرتوی الگار در می مینور است. دوپره شخصیت اصلی فیلم هیلاری و جکی است که بر مبنای خاطرات خواهرش از زندگی او ساخته شد.
ژاکلین، دومین فرزند درک و آیریس دوپره، در آکسفورد انگلستان به دنیا آمد. مادر او پیانیست ارکستر بود و ژاکلین را از چهار سالگی تعلیم داد. از پنج سالگی آموزش رسمی را در مدرسه ویولن‌سل لندن آغاز کرد. از همان سال‌های نخست، به همراه خواهرش هیلاری-نوازنده‌ی فلوت- در مسابقات موسیقی شرکت کرد و جوایزی را نیز کسب کرد.
در نخستین اجرای رسمی‌اش، در ۱۶ سالگی، سوناتهایی از هندل، برامس، دبوسی و د فالا و نیز تک‌نوازی ویولن‌سل از باخ اجرا کرد. در ۲۰ سالگی کنسرتوی الگار را با ارکستر سمفونیک لندن به همراه باربیرولی، رهبر ارکستر و نوازنده‌ی ویولن‌سل، ضبط کرد که شهرت بین‌المللی بسیاری برای او به ارمغان آورد.
دوپره با بسیاری از ارکسترهای معروف اجرا داشته است، از جمله ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر سمفونیک لندن، ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر سمفونیک بی‌بی‌سی، فیلارمونیک نیویورک، ارکستر فیلادلفیا، فیلارمونیک اسرائیل و ارکستر فیلارمونیک لس‌آنجلس. او همچنین به طور مرتب با رهبران ارکستر مشهوری مانند باربیرولی، دانیل بارن‌بویم، زوبین مهتا و لئونارد برنستاین همکاری کرده است. دوستی او با یهودی منوهین، زوبین مهتا، ایتزاک پرلمن و پینچاس زوکرمن و ازدواجش با دانیل بارن‌بویم به اجراهای خاطره‌انگیز بسیاری منجر شده است.
آخرین کنسرت‌های لندن او در فوریه ۱۹۷۳ اجرا شدند، از جمله کنسرتوی الگار به همراه زوبین مهتا. از آخرین کنسرت‌های عمومی او در نیویورک در فوریه ۱۹۷۳، چهار اجرا از برامس با زوکرمن و به رهبری برنستاین در فیلارمونیک نیویورک برنامه‌ریزی شده بودند.
جکلین دوپره در ۱۹ اکتبر ۱۹۸۷ در لندن در سن ۴۲ سالگی درگذشت و در قبرستان یهودیان Golders Green به خاک سپرده شد