تئوری موسیقی 3

تئوری موسیقی 3

 
1111111111 Rating 0.00 (0 Votes)

لیست مطالب :
صداهای غیر موسیقیایی
صداهای موسیقیایی
صداهای غیر موسیقیایی
همه ی صداهایی که اصوات موسیقیایی نیستند را صداهای غیر موسیقیایی می نامیم . برای نمونه سرو صدای خیابان ها و
صدای لوازم خانگی در حال کار مانند : جارو برقی . ماشین لباس شویی . کولر و ... همگی نمونه هایی از صدا های غیر
موسیقیایی هستند اصطلاحا" به صدا های غیر موسیقیایی نوفه می گویند . نوفه ها اغلب نا خواسته تولید می شوند و
خصلت تصادفی دارند.
شاید این سوال پیش بیاید که چگونه بین نوفه و صداهای موسیقایی تفاوت قائل می شویم ؟
در جواب می توان گفت که بر خلاف صدا های موسیقیایی صداهای نوفه فرکانس مشخصی ندارند و نمی شود فرکانس آنها را
محاسبه کرد.

 

صداهای موسیقیایی
صداهای موسیقیایی بر خلاف نوفه ها معمولا" به صورت آگاهانه تولید می شوند . فرکانس مشخص و معینی دارند و همین
ویژگی فیزیکی دلیل مطبوع بودن صدا های موسیقیایی در مقایسه با نوفه هاست.
البته توجه داشته باشید که به هیچ وجه نوفه ها به صورت مطلق نا مطبوع نیستد در واقع می توان گفت صدا های
موسیقیایی از نوفه ها مطبوع تر هستند .ما در تئوری موسیقی به صداهای موسیقیایی می پردازیم زیرا از هر لحاظ قابل
ارزیابی و آگاهانه تولید می شود . این موضوع که ما در تئوری موسیقی به صدا های غیر موسیقیایی نمی پردازیم دلیل بر این
نمی باشد که این صداها توسط یک موسیقی دان استفاده نمی شود و در موسیقی تاثیر ندارند در واقع به این خاطر به این
صدا ها نمی پردازیم که این صدا ها مشخصه های معینی ندارند.
مثلا" همه ما در یک قطعه موسیقی صدای باران و یا امواج دریا ( که نوفه محسوب می شوند ) را شنیده ایم ی ا در یک
سمفونی معروف کلاسیک که در آن از صدای توپ جنگی (که نوفه محسوب می شود) استفاده شده است .
صداهای موسیقیایی
لیست مطالب
مقدمه صداهای موسیقیایی ( چهار مشخصه اصلی آن ها )
(pitch) ( ارتفاع (زیر و بمی
(Duration) ( دیرند (کشش
(Intensity) ( شدت (قدرت
(Tone color) ( رنگ(طنین
مقدمه صداهای موسیقیایی ( چهار مشخصه اصلی آن ها )
صداهای موسیقایی ( موسیقیایی ) دارای چهار مشخصه اصلی در تئوری موسیقی هستند در واقع هر صدای موسیقیایی
دارای این مشخصه ها می باشد که ما با آنها آشنا می شویم.
(به دلیل این که هر کدام از این مشخصه ها دارای چند اسم هستند سعی می کنیم آن ها را به طور کامل برای شما بازگو
کنیم تا در اگر در جا یی به این اسم ها و یا اصطلاحات مربوط به این ها بر خوردید معنی آن را متوجه بشوید )
-1 ارتفاع - نام های دیگر : ( نواک . زیرایی . زیر و بمی . بالا و پایین . زیاد و کم)
-2 دیرند -نام های دیگر : ( کشش . زمان . مدت )

شدت -نام های دیگر : ( قدرت . قوی و ضعیف . بلند و کوتاه)
-4 رنگ- نام های دیگر : ( جنس . طنین . شخصیت)
( pitch ) ( ارتفاع ( زیر و بمی
همه ی ما با واژه های صدای کلفت و صدای نازک بسیار زیاد بر خورد کرده ایم . ارتفاع در واقع همین خاصیت صدا ها می
باشد که برای آن در موسیقی از اصطلاحات دیگری استفاده می کنیم این را به خوبی می دانید صداها از نظر زیر و بمی
( ارتفاع ) به انواع مختلف تقسیم می شوند . برای مثال صدای مردها از صدای زن ها بم تر است و یا صدای کودکان از مرد ها
زیر تر است.
در سازهای مختلف نیز همین طور است : صدای سیم های بالایی گیتار ( کلفت ها ) از سیم های پایینی ( نازک ها ) بم تر
است و ...
برای این اصطلاحات (زیر و بمی) از اصطلاحات دیگری نیز استفاده می کنند که به آنها می پردازیم .
صدای زیر : ( نام های دیگر ) = بالا . زیاد
صدای بم : ( نام های دیگر) = پایین . کم
به ارتفاع نواک و زیرایی هم گفته می شود.
در خط نوشتاری موسیقی نشانه ای که با آن زیر و بمی را نشان می دهند (( نت )) می باشد. در ادامه بیشتر با نت آشنا می
شویم.
( Duration ) ( دیرند ( کشش
به مدت زمانی که یک صدا توسط یک منبع صوتی ( ساز ) تولید می شود دیرند گویند . در واقع به زمانی که یک صدا حضور
دارد و شنیده می شود دیرند می گویند.
برای مثال با دهان خود حرف (( آ )) را به مدت پنج ثانیه بکشید . حال این پنج ثانیه که حرف(( آ )) ادامه داشته است را می
توان دیرند حرف (( آ )) نامید .با دهان حرف (( او )) را به مدت سه ثانیه بکشید . حال نیز می توان گفت دیرند حرف (( او ))
سه ثانیه است .در واقع می توان گفت دیرند حرف (( آ )) بیشتر از دیرند حرف ((او )) است . و یا حرف (( آ )) از حرف ((او))
کشیده تر است.
در موسیقی هم همه ی نت ها نسبت به یکدیگر دیرند ( کشش ) مساوی ندارند . یعنی به یک اندازه کشیده نمی شوند .
بعضی نت ها کوتاه و بعضی از آن ها بلند هستند . در واقع هر نت دیرند خاص خود را دارد .
درخط نوشتار موسیقی ( نت نویسی ) مقدار کشش و یا دیرند نت ها را با شکل های مختلف نشان می دهند .
( در ادامه بیشتر با نت ها و دیرند نت ها آشنا می شویم )
( Intensity ) ( شدت ( قدرت
ممکن است صداها نسبت به هم قوی تر و ضعیف تر باشند .مثلا" صدای انسانی که فریاد می زند قوی تر از صدای انسانی
است که آرام حرف می زند .در موسیقی هم این طور می باشد . مثلا" اگر محکم به سیم های یک ساز ( گیتار ) یا کلید های

یک ساز ( پیانو ) ضربه بزنید صدای قوی تری نسبت به وقتی که آرام ضربه می زنید ایجاد می شود.
در بعضی مواقع به جای واژه ی شدت از واژه ی قدرت استفاده می کنند که هر دو یک معنی دارد در نت نویسی ( خط
نوشتاری موسیقی ) هم علایمی برای نشان دادن شدت(قدرت ) نت ها وجود دارد.
(در ادامه بیشتر با این علائم آشنا می شویم)
( Tone color ) ( رنگ ( طنین
به مشخصه ای که باعث می شود ما صدا های مختلف را نسبت به هم تشخیص دهیم رنگ یا طنین می گویند .
برای مثال شما به راحتی صاحب صدا را از پشت تلفن بدون آن که طرف مقابل را ببینید و یا او خودش ر ا معرفی کند
تشخیص می دهید و می فهمید کسی که پشت تلفن است برادرتان است و یا دوستان یا ... این ویژگی را که باعث می شود
شما بین صدا های اطرافیان خود تفاوت احساس کنید و صاحب صدا ها را تشخیص دهید رنگ صدا می نامند . در واقع رنگ
صدا مشخصات خاص صدای یک نفر و یا یک ساز است . در ساز ها نیز اگر دو ساز مثل ( پیانو و فلوت) یک آهنگ را بنوازند با
این که دقیقا" یک آهنگ را اجرا می کنند اما باز هم به راحتی می فهمیم که کدوم یک پیانو و کدوم یک فلوت می باشند .
به این ویژگی که باعث می شود منابع صدا ( حنجره انسان . سازها و . . . ) نسبت به دیگر حس و شخصیت متفاوتی داشته
باشندرنگ صدا
رنگ صدا را با نام های دیگری مثل : ( طنین . شخصیت . جنس ) نیز بیان می کنند

ارتفاع
لیست مطالب
فاصله (مختصر)
نت ها و ترتیب آنها
اکتاو
خطوط حامل
کلید سل و جای نت ها
تعریف پهنه صوتی (مختصر)
خطوط تکمیلی
شیوه نام گذاری اکتاو
شیوه نام گذاری اکتاو
واحد سنجش فاصله (پرده و نیم پرده)
نشانه های تغییر دهنده
نت های آنارمونیک
انواع نیم پرده (کروماتیک و دیاتونیک)
فاصله ( مختصر )
حال که معنی ارتفاع را می دانیم می خواهیم با فاصله نیز به صورت مختصر آشنا شویم .

اختلاف زیر و بمی بین دو نت را فاصله آن دو نت می گویند . و این فاصله به روش های مختلف سنجیده می شود که در
بخش های بعدی با آن ها آشنا خواهیم شد.
نت ها و ترتیب آنها
در موسیقی برای مشخص کردن ارتفاع صدا های مختلف از هفت نت اصلی استفاده می شود که با آنها آشنا می شویم . از بم
به زیر عبارتند از :


این نوع اسم گذاری به فارسی است که به آن هجایی می گویند و این اسم گذاری هجایی به زبان فارسی بر گرفته شده از اسم
گذاری هجایی به زبان انگلیسی است :


در کشور های انگلیسی زبان و آلمانی زبان برای نام گذاری نت ها از روشی دیگر استفاده می کنند که به آن روش نامگذاری
الفبایی می گویند . که به این صورت می باشد :


استفاده می کنند H از حرف B به جای حرف si به این نکته توجه داشته باشید که در کشور های آلمانی زبان برای نت
در میان این نت ها دو بم ترین و سی زیر ترین محسوب می شوند . اگه بخواهیم ازسمت زیر ( سی ) نت ها را ادامه دهیم
دوباره از نت دو شروع می کنیم اما این بار با ارتفاعی زیر تر از نت های قبل.

اگر بخواهیم از سمت بم (دو) ادامه دهیم . قبل از آن نت سی و قبل از نت سی نت لا می آید و به همین ترتیب ادامه دارد :


به این ترتیب هریک از نت های بالا بم تر از نت های سمت راست خودش و زیر تر از نت های سمت چپ خودش می باشد .
برای فهمیدن تفاوت میان نت های هم نام در مجموعه ی بالا لازم است با اصطلاح مهمی به نام " اکتاو " آشنا شویم .
تمرین 1: با توجه به نت های هفت گانه در سمت چپ هر یک از نت های زیر نت بلا فاصله بم تر و در سمت راست هر یک از
آن ها نت بلا فاصله زیرتر را بنویسید : (مورد اول برای نمونه انجام داده شده است )


تمرین 2 : هر یک از اصطلاحات ( فرکانس . جنس . دیرند ) را توضیح دهید.


اکتاو
اگر از هر یک از نت ها شروع کنیم و نت ها را به ترتیب بشماریم در نت هشتم به نت هم نام آن می رسیم . در زبان یونانی
واژه ی اکتاو به معنی هشتم است . به همین دلیل هم به فاصله میان این دو نت هم نام اکتاو می گویند :

( از چپ به راست بخوانید)
سل . فا . می . ر . دو . سی . لا . سل

 

در اصطلاح می گویند نت تکرار شده ی دوم ( که در مثال بالا سل سمت راست می باشد)یک اکتاو زیر تر از نت اول ( که در
مثال بالا سل سمت چپ می باشد ) است .
به همین ترتیب اگر از نتی هشت نت به سوی بم بشماریم در نت هشتم به نت هم نام آن می رسیم اما این نت یک اکتاو بم
تر از نت اصلی ما خواهد بود .
از نظر فیزیکی نیز اگر بسامد نتی دو برابر شود صدای آن نت یک اکتاو زیر تر می شود و در واقع نت به دست آمده هم نام نت
اول خواهد بود . به مثال زیر توجه کنید :( فرکانس نت لا 440 هرتز است)


و می توان نتیجه گرفت که اگر بسامد نتی نصف شود نت جدید یک اکتاو بم تر و هم نام نت اولی است . به مثال توجه کنید :


به دلایل فیزیکی میان صدای دو نت که بسامد آن ها نسبت به هم نصف باشد و یا دو برابر باشد شباهت عجیبی بر قرار
است مانند پدر و پسری که رفتار و چهره ی آن ها به هم نزدیک است. به همین دلیل است چنین نت هایی در موسیقی هم
نام هستند.
تمرین 3 : الف : در باره اصطلاح اکتاو توضیح دهید . ب : اگر نت دو ما 240 هرتز باشد . بسامد و نام نتی که یک اکتاو زیر
تر و یک اکتاو بم تر از آن هستند چیست ؟
خطوط حامل
همانطور که همه ی زبان ها خطی برای نوشتار دارند موسیقی هم برای نواشتار خطی مخصوص خود دارد . در خط نوشتار
موسیقی به جای حروف از نت ها و به جای خط از خطوطی به نام حامل استفاده می شود . (که با آنها آشنا خواهیم شد(

همان طور گه گفته شد نت ها بر روی حامل قرار میگیرند در واقع خطوطی را که نت های موسیقی بر روی آن قرار می گیرند
را حامل می گویند . برای نمایش ارتفاع ( زیر و بمی ) نت ها از پنج خط افقی موازی به نام ((حامل)) استفاده می شود : (خط
های حامل را از پایین به بالا می شمارند).


نت ها روی این خطوط جا می گیرند برخی بین خطوط و برخی روی خطوط :


هر چقدر موقعیت نتی روی حامل بالا تر باشد صدای آن زیر تر می باشد . نت ها روی حامل به ترتیب از بم به زیر قرار می
گیرند مثلا" اگر در شکل بالا نت اول از سمت چپ را ) ر ( بنامیم نت دوم و نت بعد از آن بر طبق ترتیبی که خوانده ایم می
بایست نت ) می ( باشد و همینطور بعد از می باید نت سوم ) فا ( باشد . و به همین ترتیب بقیه ی نت ها شناسایی می
شوند .
حال شاید این سوال پیش بیاید که نت مبدا" را از کجا تشخیص بدهیم ؟ یعنی نام اولین نت را از کجا بدانیم که بعد به نسبت
آن بقیه ی نت ها را پیدا کنیم ؟
در جواب می توان گفت که در ادامه با ابزار جدیدی آشنا می شویم به نام (کلید) که به ما کمک می کند به جواب سوال بالا
برسیم .


کلید سل و جای نت ها

کلید سل نشانه ای است که در سمت چپ حامل قرار می گیرد و به کمک آن می توانیم جایگاه نت ها را روی حامل پیدا
کنیم . در واقع کلید سل جای یک نت را به ما نشان می دهد و به کمک آن می توانیم جای بقیه ی نت هارا پیدا کنیم .
حتما از اسم کلید پی برده اید که این کلید جای کدام نت را به ما نشان می دهد . بله کلید سل جای نت سل را به ما نشان
می دهد و ما بقیه ی نت هارا نسبت به آن پیدا می کنیم :


همان طور که می بینید کلید سل نتی را که روی خط دوم است را به نام نت سل معرفی می کند و ما می توانیم بقیه ی نت
ها را نسبت به آن به دست بیاریم.
شاید این سوال پیش بیاید که وقتی ما می دانیم نت روی خط دوم نت سل است دیگر چه احتیاجی به این کلید وجود دارد ؟
در جواب باید گفت که اگر در موسیقی ما فقط همین یک کلید را داشتیم حرف شما کاملا" صحیح بود . اما ما کلید های
متفاوتی در موسیقی داریم و در هر کدام جای نت ها با هم متفاوت است به همین دلیل برای تشخیص اسم نت های روی
حامل ضروری است که اول خط از کلید استفاده کنیم . کلید سل رایج ترین کلیدی است که از آن استفاده می شود .
( با بقیه ی کلید ها در آینده آشنا می شویم)
اکنون لازم است که جای نت ها را روی حامل کلید سل حفظ کنیم . بهترین روش برای این کار این است که یک دفتر نت
تهیه کنید و به صورت نا مرتب نت ها را روی خط ها بگذارید البته ابتدا باید کلید سل را اول خط ها بگذارید . پس از چند
خط سعی کنید جای نت ها را به همان روش ترتیبی نسبت به نت سل که قبلا" با آن آشنا شدید پیدا کنید . ابتدا این کار
خیلی کند پیش می رود و باید تک تک نت ها را بشما رید اما کم کم سرعت شما زیاد شده و دیگر بدون آن که تک تک نت
ها را بشمارید جای آن ها را حفظ می شوید و هر چقدر بیشتر تمرین کنید سرعت شما در تشخیص نت ها بیشتر می شود .
این کار برای بهتر درک کردن ادامه تئوری موسیقی بسیار لازم است . و هیچ وقت این تمرین را کنار نگذارید برای این تمرین
می توانید از هر کتاب نتی استفاده کنید و سعی کنید نت های روی آن را بخوانید . و هر چه سرعتتان بیشتر شود بهتر است .
در ضمن این تمرین ها برای نوازندگی شما هم مفید خواهد بود.
برای نمونه من نت های زیر نوشتم و سعی کردم نسبت به نت سل که روی خط دوم است آن ها را تشخیص بدهم و زیر آن
ها نام فارسی آن ها را بنویسم شما هم همین کار را بکنید :

توصیه می شود:
-1 تا وقتی که حداقل نتوانسته اید جای این 11 نت را حفظ کنید به هیچ وجه به بحث بعد یعنی خطوط تکمیلی نپردازید
زیرا موجب سر در گمی شما می شود.
-2 تمرین های بالا را سعی کنید بخشی از برنامه زندگی خود بکنید حتی برای دقایقی در روزی (این تمرین ها را حرفه ای ها
هم انجام می دهند )

 

تعریف پهنه صوتی ( مختصر )
هر یک از ساز های موسیقی و یا هر یک از صدا های انسانی توانایی اجرای همه نت های موسیقی را ندارند . هر کدام
توانایی اجرای محدودی از نت ها را دارند که به آن پهنه ی صوتی ساز ها ( ویا انسان ها ) می گوییم . در واقع فاصله ی میان
بم ترین و زیر ترین نتی که یک ساز یا یک خواننده قادر به اجرای آن است را پهنه ی صوتی آن ساز یا آن خواننده می گویند.
خطوط تکمیلی
در گذشته با 11 نت روی حامل ( با کلید سل ) آشنا شدیم . این 11 نت متاسفانه بسیار کمتر از پهنه صوتی ساز های مختلف
و یا صداهای انسان ها است . ما برای حل این کمبود و وسعت بخشیدن به نت هایی که روی حامل جای می گیرند از خط
های تکمیلی استفاده میکنیم . این خط ها به صورت خط های بریده شده در بالا و پایین پنج خط حامل و موازی با خطوط
حامل قرار می گیرند . یکی از تفاوت های خطوط تکمیلی به خطوط حامل این است خطوط تکمیلی همیشه وجود ندارند و در
صورت لزوم به خطوط حامل اضافه می شوند:


شکل بالا در واقع نشان دهنده کار برد این خطوط می باشد و گرنه شما هیچ وقت خطوط تکمیلی را به این صورت نمی
بینید . برای مثال هر موقع لازم باشد نت دو را که یک درجه از نت ر( واقع در زیر خط اول ) بم تر است را نشان دهیم از
خطوط تکمیلی استفاده می می کنیم :

البته همانطور که قبلا" گفتیم خطوط تکمیلی در مواقعی اضافه می شوند که لازم باشد یعنی به این شکل :


قبلا موسیقی دان ها به نتیجه رسیده اند که اگر بیشتر از 5 خط موازی کنار هم به صورت ممتد قرار بگیرند باعث به وجود
آمدن خطای دید می شود و باعث می شود نوازنده در تشخیص دادن نت ها دچار اشتباه شود.
به غیر از نت دو می توان نت های پایین حامل را به همین صورت ادامه داد :


از سمت بالا نیز ما می توانیم نت ها را با خطوط اضافه ادامه دهیم :

حال شما به جز آن 11 نت با تعداد ی دیگری نت آشنا شده اید و همانطور در قبل گفته ایم باید این نت ها را هم حفظ
کنید . حال مروری بر نت های که روی حامل در کلید سل یاد گرفته ایم می کنیم :


برای تمرین ما تعدادی نت برای شما می گذاریم اما این نت ها به هیچ وجه کافی نیست شما باید همان تمرین های قبل را
نیز با این نت ها انجام دهید . سرعت حداقلی که شما برای در تشخیص نت ها باید به آن برسید این است که هر نت را در یک
ثانیه بتوانید تشخیص بدهید .به این تمرین ها برای تقویت نت خوانی توجه کنید :

شیوه نام گذاری اکتاو
وقتی ما از نتی نام می بریم در بعضی مواقع برای ما اهمییت زیادی ندارد که این نت در کدام اکتاو باشد . اما در بعضی مواقع
این اهمییت دارد که این نت در کدام اکتاو است و برای همین باید جای دقیق نت را مشخص کنیم . برای این کار از شیوه ای
قرار دادی استفاده می کنیم در واقع برای هر اکتاو شماره ای را تایین می کنیم به این صورت :


همانطور در شکل می بینید از نت دو با یک خط تکمیلی پایین حامل تا نت سی روی خط سوم را اکتاو شماره سوم می
گوییم و همین ترتیب اکتاو های قبلی و بعدی را شناسایی می کنیم . شما برای حفظ کر این ها لاز نیست همه گام ها را
حفظ کنید اگر اکتاو شماره 3 را به خاطر بسپارید می توانید اکتاو های دیگر را بدست آورید . حال اگر کسی به شما بگوید نت
دو اکتاو چهارم شما به راحتی می فهمید منظور او نت دو که بالای خط سوم است می باشد .

 
1111111111 Rating 0.00 (0 Votes)

لیست مطالب :
مقدمه شیوه تولید صدا
فرکانس(بسامد)
پهنه ی شنوایی انسان
مقدمه شیوه تولید صدا
اولین ماده ای که موسیقی دانان برای خلق اثر موسیقیایی از آن استفاده می کنند صوت است . صوت یک پدیده ی فیزیکی
است به همین دلیل برای درک بهتر تئوری موسقی ابتدا لازم است که به طور خلاصه به جنبه فیزیکی صدا (فیزیک صوت )
بپردازیم.
هیچ صوتی بدون حرکت ایجاد نمی شود . در واقع در اثر ارتعاشات موجی یک جسم صدا تولید می شود . و این امواج به هوا
و سپس به گوش ما منتقل میشود و ما می توانیم صدا ها را بشنویم.
مشخصه های امواج صوتی عبارتند از : ( فرکانس . طول موج . دامنه . شیوش )
اکثر این مشخصه ها بیشتر به فیزیک و علم آکوستیک مربوط می باشد و از طرفی ما به مباحثی می پردازیم که شما هنر
جوی عزیز به آن احتیاج داشته باشید و برای شما جنبه ی کار بردی داشته باشد.
در این بخش ما فقط به مشخصه فرکانس می پردازیم.
(عزیزانی که علاقه مند به آشنا شدن به سه مشخصه دیگر هستند می توانند به کتاب تئوری بنیادی موسیقی نوشته پرویز
منصوری مراجعه کنند)
فرکانس ( بسامد )

سیم یک ساز را تصور کنید در حالت اولیه ثابت و بدون حرکت می باشد . با اولین ضربه ای که به آن وارد کنیم به حرکت
می افتد . سیم در بالا و پایین نقطه ی اولیه اش به حرکت ارتعاشی در می آید و تولید صدا می کند . در فیزیک به تعداد این
ارتعاشات ( حرکت های رفت و برگشتی ) در واحد زمانی مشخص فرکانس یا بسامد می گویند . ما واحد زمانی را یک ثانیه
فرض می کنیم . در این صورت خواهیم داشت :
به تعداد ارتعاشات یک جسم در یک ثانیه فرکانس یا بسامد می گویند.
نشان داده می شود. hz می باشد .و با نشانه ( hertz ) واحد بسامد ) فرکانس ( هرتز
به این ترتیب اگر یک سیم ( یا هر جسم مرتعشی ) در یک ثانیه 200 بار نوسان کند میگوییم : بسامد ( فرکانس ) آن 200
است . hz
هر چقدر بسامد صدا بیشتر باشد صدا زیر تر است و هر چقدر بسامد کمتر باشد صدا بم تر است در واقع هر چقدر تعداد
ارتعاشات یک جسم در ثانیه بیشتر باشد صدا زیر تر است و هر چقدر ارتعاشات یک جسم در ثانیه کمتر باشد صدا بم تر است
( در بخش ارتفاع با این موضوع بیشتر آشنا می شویم )
پهنه ی شنوایی انسان
گوش هیچ موجودی قادر به شنیدن همه صداها ( از بم ترین صدا تا زیر ترین صدا ) نمی باشد . در واقع هر موجودی محدوده
ی شنوایی خاصی برای خودش دارد . انسان نیز همینطور است . انسان ها قادر نیستند صداهای بم تر از 20 هرتز و زیر تر از
20000 هرتز را بشنوند .البته این پهنه شنوایی تقریبی است و بسته به سن و نژاد افراد متفاوت است.

 

 
1111111111 Rating 0.00 (0 Votes)


نوازندگان , آهنگسازان , هنرجویان و تمامی اشخاصی که به نوعی با موسیقی ارتباط دارند یا ندارند می توانند از این دوره
استفاده کنند . تنها شرط فراگیری دوره این است که شما استعداد و پشتکار لازم را داشته باشید تا بتوانید به خوبی به زبان
موسیقی صحبت کنید . صددرصد در راهی که قدم برداشتید سختی ها و مشکلاتی خواهید داشت که باید سعی کنید با تلاش
و کوشش این مراحل را پشت سر بگذارید و به موفقیت برسید.

 
1111111111 Rating 0.00 (0 Votes)

بی شک شناخت و فراگیری هر علمی نیاز به دانستن و آشنایی با مقدمات و اصول آن علم دارد . موسیقی نیز از این قاعده
مستثنی نیست . شما هرچه قدر هم که نوازنده یا آهنگساز خوبی باشید بدون دانستن اصول و مبانی موسیقی نمی توانید
آنطور که باید و شاید کار خود را اجرا کنید. تئوری موسیقی به شما می آموزد که چگونه به زبان موسیقی صحبت کنید .
دوره طبقه بندی شده ای که پیش روی شماست برنامه ای هست گام به گام برای آشنایی شما با زبان شیرین موسیقی از
ابتدا . فرق این دوره با مباحث و کتب دیگر این است که مطالب این دوره جنبه آموزشی دارند و نوع گفتار به ترتیب ی هست
که شما هنگام خواندن مطالب حضور یک استاد را در کنار خود حس خواهید کرد.

 
1111111111 Rating 0.00 (0 Votes)
Diminished Scale
از گامهای مهمی که در موسیقی جز بکار برده می شود گامی است که بنام کاسته یا Diminished معروف است. این گام بر خلاف گام ماژور معمولی که از هفت نت تشکیل شده است از از توالی هشت نت که یکی درمیان فاصله بین آنها پرده و نیم پرده است درست می شود. به بیان دیگر ترکیب نتهای C-D-Eb-F-Gb-Ab-A-B-C یک گام کاسته روی پایه C درست می کند. 
Diminished Scale 
یک گام کاسته با پایه نت دو
دقت کنید از آنجایی که فقط هفت نت متفاوت در یک گام وجود دارد، چنانچه نت انتهایی (اکتاو) را در نظر نگیریم در یک گام کاسته باید حتما" یکی از نت ها تکرار شود که در شکل اول نت A یکبار در حالت عادی و یکبار با یک بمل بکار برده شده است. 
به گامی که در شکل اول مشخص شده دقت کنید، بسادگی می توان بر روی آن آکوردهای کاسته مانند Cdim ، Ebdim ، Gbdim و ... را که همگی از یک خانواده هستند، را بدست آورد. 
Diminished Chords 
آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته
همچنین آکوردهایی مانند Ddim ، Fdim ، Abdim و .. که باز همگی از یک خانواده هستند. 
همانطور که می دانید آکوردهای کاسته از چهار نت که فاصله بین آنها سوم کوچک است ساخته می شوند. فاصله سوم کوچک معادل یک و نیم پرده است بنابراین بسادگی می توانید با اجرای همزمان یکی در میان از نتهای گام کاسته از هر نتی آکورد کاسته مربوطه را درست کنید. 
Diminished Chords 
گروه دیگری از آکوردهای هم خانواده بر روی گام دو کاسته
اما به دلیل آنکه فاصله میان نتهای گام بصورت مرتب یکی درمیان پرده و نیم پرده است، در حالت کلی فقط می توان سه گام متفاوت از نوع کاسته درست کرد. یعنی گام های کاسته بر پایه دو، دو دیز و ر. چرا که گام بعدی که بر اساس Eb تهیه می شود معادل گام کاسته ای است که روی C بنا شود. 
آکورد و گام های کاسته در موسیقی کلاسیک نیز کاربرد بسیار دارند، نمونه بارز استفاده از آن را می توان در بریدجی که بتهوون بصورت حرکت های آرپژ مانند در موومان اول سونات مهتاب بکار برده است، مشاهده کرد. 
Diminished Chords 
قسمتی از سنات مهتاب که در آن آکوردهای کاسته بسیار استفاده شده است


نظرات

نکته :
- نظرات شما ممکن است پس از تائید مدیر نمایان شود.
- لطفا از زبان پارسی برای نظر دادن استفاده کنید



  1. هیچ نظری ثبت نشده است

    شما اولین نفر باشید !

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CAPTCHA Image Reload Image