دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (V)

افلاطون مُدهایی را که باعث حزن و اندوه می شد مجاز نمی دانست. این مُدها عبارت بودند از میکسولیدین و هیپولیدین. دو مُد لیدین وآئولین نیز که سبب حالات مستی، رخوت و تنبلی می شدند نیز غیر مجاز بودند. از مدهای مجاز برای آموزش که از نظر افلاطون حالت حماسی و مهیج داشتند که غالبا” در جنگها بکار می رفتند، دورین و فریژین بودند. 

افلاطون بسیاری از سازها را نیز غیرمجاز و غیرضروری می دانست. از نظر او سازهایی که سیم ها و پرده ها و پیچیدگی زیادی داشتند و قابلیت اجرای مُدهای گوناگون را داشت، ممنوع بود. 

اما سازهای چون چنگ و قانون برای استفاده در شهرها و ساز نی برای نواختن در روستاها توسط شبانان مجاز بود. او در مورد وزن ها و ریتم های متنوع نیز نظری مشابه مُدها و سازها داشت، او وزن های مهیج و بطورکلی تنوع و کثرت آن ها را مجاز نمی دانست. 

پیوند شعر و موسیقی از دیدگاه افلاطون 
در سنت موسیقی یونان باستان، شعر با ملودی عجین بود و افلاطون نیز جدایی ناپذیری شعر و موسیقی را پذیرفته بود، اما با هر نوع نوآوری و تغییر در سنت های موسیقایی مخالف بود و عقیده داشت که شعر زاییده عقل است و موسیقی موافق و هم تراز احساس. پس شعر در درجه بالاتری قرار می گیرد و موسیقی بدون شعر و کلام به همان نیروی افسانه ای و خیال انگیز که عقل را به چالش می کشد، تبدیل می شود. 

“مخالفت افلاطون درباره جدا شدن شعر و موسیقی چنین آمده است: تشخیص معنی موسیقی (موسیقی بدون کلام) بسیار مشکل است. چرا که معلوم نیست چه ذهنیت فکری در آن مستور است. همچنین دیدن این که یک موضوع ارزشمند به وسیله موسیقی به حالت تقلیدی و دور از واقعیت تبدیل می گردد، قابل قبول نیست.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۳۰) 

بنابراین افلاطون با هر گونه خلاقیت و نوآوری در موسیقی مخالف بود چرا که به باور او نوآوری و خلاقیت بیش از حد، هنرمندان و جامعه را به هرج و مرج و بی قانونی سوق خواهد داد. 

در واقع نگاه افلاطون به موسیقی یک نگاه ابزاری است. چرا که موسیقی وسیله ای با قدرت تاثیرگذاری بسیار بر روح و روان افراد جامعه است و اگر این وسیله تحت کنترل گردانندگان جامعه قرار نگیرد بسیار مخرب خواهد شد. 

به باور افلاطون موسیقی در پایین ترین رده از چیزهای خوب قرار می گیرد زیرا به تنهایی فایده ای برای جامعه ندارد. 

“افلاطون: تمایل ما به این چیزها (موسیقی و امثال آن) برای خودشان نیست بلکه به دلیل پاداش و نتایجی است که از آن ها عاید ما می شود.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۳۱) 

از دیدگاه افلاطون خرد و عقل بالاترین درجه را در طبقه بندی چیزهای خوب دارد. اما موسیقی فی نفسه خوب تلقی نمی شود، بلکه به دلیل نتایج خوبی که از آن حاصل می شود، خوب است. البته افلاطون این حقیقت را باور داشت که تربیت روح و روان از طریق موسیقی به مراتب بهتر، مفیدتر و آسان تر از شکل دادن و تربیت کردن بدن از راه ورزش است. 

اما این عقیده افلاطون که موسیقی نباید بر پایه لذتی که ایجاد می کند، ارزشیابی شود، دلیلی بر بی اعتنایی او به تاثیر عاطفی موسیقی است. زیرا موسیقی نیز مانند عقل و منطق، ممکن است هم لذت بخش و هم سازنده باشد. 

منبع 
رحمانیان، آرین، ۱۳۹۰، فلاسفه و موسیقی، فرهنگستان هنر، تهران 


نظرات

نکته :
- نظرات شما ممکن است پس از تائید مدیر نمایان شود.
- لطفا از زبان پارسی برای نظر دادن استفاده کنید



  1. هیچ نظری ثبت نشده است

    شما اولین نفر باشید !

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

CAPTCHA Image Reload Image