سنتور 0

سنتور

سنتور یکی از سازهای ایرانی است که دارای یک شکل کاملاً مُنَظم و هندسی ذوزنقه ای است. بر روی صفحه ی آن سیم های ۷۲ گانه عبور کرده است. روی صفحه، زیر سیم ها تکیه گاههایی بنام خَرَک قرار می دهند، تا سیم ها را از روی صفحه بالاتر آورند و به دسته های چهارتایی که همصدا کوک می شوند تقسیم کند.

  بطور کُلی دو جنس سیمِ زرد(برنج) وسفید(فولاد) در این ساز بکار رفته است و وسعت صدای آن در سنتورهای امروزی ۲۳ نُت است که کمی بیشتر از سه اُکتاو می باشد. سنتور دارای صوتی شفاف و بلورین بوده و قابلیت تکنوازی و هم نوازی هر دو را به خوبی، هم در موسیقی ملّی ایران و همچون در موسیقی کُردستان را دارد.

sentur

  اجرای سنتور که هم اکنون می شنوی توسط کاوه فقیه زاده در غم از دست دادن استاد فرامرز پایور و استاد پرویز مشکاتیان اجرا و ضبط شده است. یادشان گرامی باد

  قطعات اجرا شده طبقه بندی به شیوه یه موسیقی کُردی در دستگاه چهارگاه

  ۱- تکنوازی سنتور آواز عروس مریم (بووک مریه م ) با تکنیک سنتور

کار برد پیانو برای نواختن موسیقی سنتی  0

کار برد پیانو برای نواختن موسیقی سنتی

نواختن موسیقی سنتی ایران با پیانومعمولی کار دشواریست چونکه ساخت پیانو بر پایه دوازده صوت در هر هنگام (اکتاو) است در صورتی که در موسیقی سنتی احتیاج به هفده صوت است، یعنی اگر پیانو را از اول برای موسیقی سنتی ساخته بودند میبایستی پنچ کلید به هر هنگام اضافه میکردند که البته طول آن پیانو یک برابر و نیم بزرگترو چندین برابرگرانترمیشد.

تمایز دیگر بین صوت های پیانو معمولی و اصوات سنتی ما، فاصله صوت ها از یکدیگراست. توضیح آنکه تنش (فرکانس) یک کلید پیانو نسبت به تنش کلید قبل از آن ٠۵٩۴ /١ یا تقریبا شش در صد بیشتر است. باین ترتیب اگر از یک کلید پیانو، مثلا سل، شروع کرده و پس از طی دوازده فاصله بطرف بالا حرکت کنیم به کلید هنگام یا سل دیگری خواهیم رسید که تنش آن دوبرابر کلید سل اولی خواهد بود. ضریب ٠۵٩۴ /١ در حقیقت ریشه دوازدهم عدد دو است یعنی عددی که چون دوازده مرتبه در خودش ضرب شود مساوی با عدد دو باشد. تصاعد تنش صوتی برمبنای یک ضریب مشخص که در تمام موسیقی غرب معمول است، یک حالت ِ تعادلی به موسیقی اروپایی میدهد که در موسیقی سنتی وجود ندارد و همین اعتدال درفواصل صوتی ِ موسیقی غربی است که همنوازی (هارمونی) را، دراجرای یک مجموعه بزرگی از آلات موسیقی، مثلا چون یک سنفونی، آسان ساخته است. در موسیقی ما بر عکس ِ موسیقی غرب تعادل صوتی بکاربرده نمیشود و فواصل صوتی تا اندازه ای منوط به دستگاه مورد نظراست، کما اینکه همنوازی بزعم آنچه که در غرب معمول است در موسیقی ما نایاب میباشد. البته در موسیقی ما، مانند اکثر تمدن های دیگر دنیا، فاصله هنگام بوضوح مطرح است.

ویولن ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی-آرشه‌ای است.  برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود.  کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)، 0

ویولن ساز زهی و آرشه‌ای است. این ساز کوچک‌ترین عضو سازهای زهی-آرشه‌ای است. برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار می‌گیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده‌است نواخته می‌شود. کوک سیم‌های ویولن از زیر به بم به ترتیب: می (سیم اول)، لا (سیم دوم)، ر (سیم سوم)،

سنتور در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور می‌نواختند و شمار کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند. گمان این است که سنتور از ایرا 0

سنتور در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور می‌نواختند و شمار کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند. گمان این است که سنتور از ایرا

سنتور در سال‌های پایانی عصر قاجار، سازی تقریباً فراموش شده و رو به نابودی بود. سازهای اصلی، تار، تنبک و کمانچه بودند و دوره قاجار، در واقع «عصر تار» بود. شمار کمی سنتور می‌نواختند و شمار کمتری نیز سنتور می‌ساختند و می‌آموختند.
گمان این است که سنتور از ایران به کشورهای دیگر راه یافته و نام‌های گوناگونی پیدا کرده‌است. سنتور با اندک تفاوتی در شکل ظاهر و با نام‌های گوناگون در شرق و باختر جهان وجود دارد. این ساز را در کشور چین یان کین، در اروپای شرقی دالسی مر، در انگلستان باتر فلای‌ها، در آلمان و
اتریش مک پر، در هندوستان سنتور، در کامبوج فی و در آمریکا زیتر می‌نامند که هر کدام دارای وجه تشابهاتی هستند. ساز سنتور در شماری از کشورها مانند ارمنستان و گرجستان نیز رایج هست. همچنین سنتورهای عراقی –هندی- مصری و ترکی که بعضی از آنها حدود ۳۶۰ سیم دارند.
این ساز به شکل ذوزنقه متساوی الساقین ساخته میشود و نوع رایج این ساز دارای ۷۲ سیم است که هر ۴سیم از روی یک خرک میگذرد و دارای ۱ کوک است و در واقع سنتور دارای ۱۸ خرک است که ۹ تای ان در سمت راست و ۹تای ان در سمت چپ قرار می گیرد.سیمهای این ساز توسط ۲ ترکه چوبی به صدا در می ایند که اصطلاحا ان را مضراب می نامند،ولی باید توجه داشت که سنتور جز سازهای زهی-مضرابی( زهی زخمهای محسوب نمی شود).
ساز سنتور پیشتر با ۱۲ وتر سیم بم و ۱۲ وتر سیم زیر ساخته می‌شد و سنتور ۱۲ خرکی نامیده می‌شد. امروزه سنتور ۱۰ خرک و سنتور ۱۱ خرک نیز ساخته می‌شود. سنتور ۹ خرک رایج‌ترین گونه سنتور است که پر استفاده‌ترین نوع آن سنتور «سُل کوک» است و نت‌های ردیف بر اساس آن نوشته شده‌اند. در سنتور ۹ خرک، چنانچه بر اساس راست کوک تنظیم شود، به ترتیب سیم‌ها از پایین بر مبنای می-فا-سل کوک می‌شوند و برای اجرای گروهی و ارکستر باره است.
سنتور کروماتیک

به خواست تکمیل فواصل کروماتیک میان اصوات و نیز به قصد تأمین اصوات بم، در حدود بیست سال اخیر دو گونه سنتور با شمار زیادتر خرک ساخته شده‌اند. سنتور کروماتیک با همان میدان آوای سنتور معمولی ولی دارای خرک‌ها و اصوات کروماتیک بیشتر است. میدان آوای سنتور کروماتیک بم یک فاصله پنجم بم‌تر از سنتور کروماتیک است و گسترش آن سه اکتاو و نیم است. در دو گونه سنتور کروماتیک، هر صوت بدست سه رشته سیم هم‌کوک حاصل می‌شود. به عبارت دیگر روی هر خرک سه سیم تکیه کرده‌است. از هر دو سنتور کروماتیک و کروماتیک بم استفاده‌های هم‌نوازی می‌شود و در کارهای جدید تکنوازی سنتورهای کروماتیک دیده می‌شود.
نوازندگی سنتور با دو چوب نازک که به آنها «مضراب» گفته می‌شود، انجام می‌شود. مضراب‌ها در گذشته بدون نمد بودند ولی اکنون بیش‌تر به مضراب‌ها نمد می‌چسبانند که باعث نرمتر شدن و کم زنگ‌تر شدن آوای سنتور می‌شود. در اکثر اوقات، نوازنده باید با هر یک از مضراب‌ها، نت متفاوتی را اجرا کند (به ویژه در برخی از چهارمضراب‌ها که بیش‌تر پایه قطعه با دست چپ و ملودی با دست راست اجرا می‌شود). به همین دلیل نوازندگی این ساز علاوه بر چابکی دست‌ها، به تمرکز ذهن نیز نیاز دارد که تنها با آزمون فراوان بدست می‌آید.
سنتور سازی است که اگر نوازنده بر آن چیره شود، می‌تواند با آن کارهای زیبا و ماندگاری بیافریند. این ساز به خوبی توانایی تک نوازی و هم نوازی را دارا می‌باشد.
برابر نیمی از زندگانی آزمون سنتورنوازان، به کوک کردن آن می‌گذرد. چون کوبه‌های مداوم مضراب روی سیم‌ها و تأثیر گذاری نم و گرما روی چوب و سیم‌ها کوک را به هم می‌زند و ۷۲ سیم باید مرتب کوک یا هم خوان شود، از این رو سنتور، سازی شناخته می‌شود که همراه با زیبایی، بسیاری از پیامدهای پزشکی می‌تواند روی آوا و کوک آن تأثیر بگذارد و حتی نوازنده‌های ماهر را برای یک کوک دلخواه ناکام می‌گذارد.
مطلب:#هایده_یوسفی

تاریخچه تنبور:  بر پایه 3 مجسمه یافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر 0

تاریخچه تنبور: بر پایه 3 مجسمه یافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر

تاریخچه تنبور:

بر پایه 3 مجسمه یافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به باختر رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر نواخته شده‌است.

از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان، خسرو پرویز و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده.
تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده است.

امروزه تنبور در سرتاسر ایران رواج دارد اما کانون اصلی این ساز استان‌های کرمانشاه و کردستان و نواحی شمالی لرستان است. این ساز در این مناطق با نام‌های تَمیُرَه، تَمیرَه، تموره و تمور شناخته می‌شود.

در منطقه‌ای کرد نشین ترکیه به نام دیار بکر نوعی از تنبور موسوم به باقلما با کاسه‌ای بزرگ و 5 تار و حدود 20 دستان رایج است که با مضراب نواخته می‌شود.

قسمت‌های مختلف تنبور:

کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است.دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد.

صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می باشد، صفحة نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانه کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود 7 تا 12 سوراخِ 2 تا 3 میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تا ثیر بسزایی دارد.دستان: 13 تا 14 دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستانها متغیر است.خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم به آن وصل می‌شود و روی صفحه سیم‌گیر قرار می‌گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم‌گیر کار خرک را می‌کند.سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کنند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم‌گیر را انجام می دهد.گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی میگویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانه کوک (جعبه گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخهای ایجاد شده در انتهای دسته فرو می روند.سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک ، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود 15 سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود.پرده: نخ نازکی است که روی دسته بسته شده و فاصله هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای 2 سیم بوده که اکنون آن را از 2 سیم به یک سیم ارت
قاء داده‌اند.سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم‌گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند.

تاریخچه عود یا بربط  عود در قدیم  در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت شناخته شده نبود. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد برمی­گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده میشد سازی جدید بود که (گودی) نامیده میشد. نامی که احتمالاً از زبان عربی استخراج شده است. مردم 0

تاریخچه عود یا بربط عود در قدیم در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت شناخته شده نبود. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد برمی­گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده میشد سازی جدید بود که (گودی) نامیده میشد. نامی که احتمالاً از زبان عربی استخراج شده است. مردم

تاریخچه عود یا بربط

عود در قدیم

در فرهنگ قدیمی سومر عود یک آلت شناخته شده نبود. نیاز به چنین سازی در حقیقت به دوره آکاد برمی­گردد. سازی که توسط شاه شجاع استفاده میشد سازی جدید بود که (گودی) نامیده میشد. نامی که احتمالاً از زبان عربی استخراج شده است. مردمی که در آن دوره زندگی می­کردند معتقد بودند که این ساز توسط قبایل کوچ­نشین اختراع شده است زیرا سبک بوده و به راحتی حمل می­شده. به عقیده اسطودور این ساز باید از قفقاز آورده شده باشد. برعکس اسومیر بر اساس عکس از یک زن که در حال نواختن عود بود این نظریه را مطرح کرد که این ساز توسط نواحی غربی ساخته شده است ولی در بین تمام مجسمه­های موجود مربوط به عصر برنز در سوریه هیچ کدام شخصی را که موسیقدان باشد را نشان نمی­دهد.

امروزه توجه به دوره اسلامی معطوف می­باشد. بر طبق یافته­های انیس اسپایک که در سال 1972 مطرح گردید طرح­هایی که عود را نشان می­دهند به طور معمول در روی ظرفهای گلی یافت شده در حفاریهای شوش موجود می­باشد.

نوعی از عود با بدنه بیضی شکل موجود می­باشد که به نظر می­رسد توسط یک فرد خاص مانند یک ساحر نواخته می­شده است. ساختار این عود توسط ایخمان در سال 1988 بدست آمده است. این نوع عود در کناره­هایش سوراخ نداشته و کاسه آن بیضی شکل بوده است. نوعی عود کاسه­ای گرد در لرستان وجود دارد که از برنز ساخته شده است. این نوع عود را می­توان در یک نمایش عروسکی مربوط به دوره پارتیان نیز دید و بر طبق فرهنگ سوپوتامیا مشابه این عود را می­توان در مصر دید. این ساز از زمان امپراتوری جدید دیده شده است. دالتون در کتاب گنجینه و اکسوس و فارمر نیز در کتاب خود از ظرفی نقره­ای که تصویر دو نوازنده عود در پشت آن حک شده است صحبت کرده­اند. این نوازنده عود را به گونه­ای گرفته است که دسته آن روبه پائین است. این شیوه گرفتن عود از زمان سلیوسیدها رایج بوده است.

تاریخچه عود یا بربط

عود در دوره ساسانیان
عکسهای موجود در روی ظرفهای فلزی یافت شده از این دروه و همچنین شعرهای شاعران ایرانی بیانگر آن است که عود در آن زمان ساز رایجی بوده است و مشهورترین نوازنده آن نیز باربد بوده است. داستانهای زیادی درباره آن وجود دارد؛ گروهی فکرمی­کنند که واژه (بربط) (نام فارسی عود) برگرفته از نام باربد نوازنده دربار ساسانی است. ولی عده دیگر گمان می­کنند لغت (بربط) به معنای گردن مرغابی می­باشد. نظر آنها این است که اگر ما این ساز را در حالتی قرار دهیم که پشت آن قابل دیدن باشد می­توانیم تشابهی بین این ساز و گردن مرغابی را مشاهده کرد. در داستانهای باستانی ایران درباره خسروپرویز پادشاه ساسانی می­خوانیم که وی اسبی بنام شبدیز داشت که بسیار به علاقمند بود و وقتی مرد هیچکس جرات نداشت که به او بگوید که اسبش مرده است بنابراین باربد با کمک ساز خود و نواختن نغمه­ای غم­انگیز موضوع را به او فهماند و ناگهان فریاد کشید اسب من مرده است.

عود در دوره فرعونی مصری
از نقاشی­های به جای مانده برروی اهرام ثلاثه مصر می­توانیم به این نکته پی ببریم که مصریان دو نوع عود داشته­اند : 1- عود با دسته­ای کوتاه2- عود با دسته­ای بلند

عود با دسته­ای کوتاه
این نوع عود شبیه عودی است که در عصر حاضر در مصر نواخته می­شود. از کاسه­ای بیضی شکل ساخته شده و یک سیم نازک و دسته­ای کوتاه دارد و با یک مضراب چوبی نواخته می­شود.

عود با دسته­ای بلند
این عود بیشتر شبیه به سه تار بوده است. از کاسه­ای بیضی شکل تشکیل شده و دارای پرده بوده است و آن را مانند «ربک مصری» یا «تار ترکی» روی سینه یا سر قرار می­دادند و می­نواختند. این عود رایج­ترین سازی بوده که در مهمانی­ها و مراسم مذهبی نواخته می­شده است.

زریاب
ابوالحسن علی بن­­ نافع مشهور به زریاب از بزرگترین موسیقی­دانان ایرانی بود. او ملقب به زریاب بود و با عنوان مصری شناخته می­شد. او هنر موسیقی را در بغداد از معلمش اسحاق موصلی آموخت. وی به درجه استادی در نواختن عود و آهنگ­سازی دست یافته بود و ابداعاتی در زمینه­های مذکور داشت. یکی از ابداعات وی افزودن یک سیم دیگر به عود بود. عودهای آن زمان چهار سیم داشتند و زریاب آن را به پنج سیم تغییر داد. همچنین مضراب عود که چوبی بود را تغییر داد و در عوض مضرابی از ناخن عقاب ساخت، چنین تغییری باعث بهتر شدن صدای ساز گردید. دومین و سومین و چهارمین سیم عود نیز با نظر او از روده بچه شیر ساخته می­شد. وی اعتقاد داشت که چون روده شیر قوی­تر از دیگر حیوانات است صدای بهتری می­دهد
وی مؤسس اولین مدرسه موسیقی ایرانی در اسپانیا می­باشد. زریاب آموزش شاگردانش را به 3 مرحله تقسیم کرد : در مرحله اول به آنها ریتم آهنگها را می­آموخت. در مرحله دوم سلفژ را یاد می­داد و در سومین مرحله به آنها خواندن آواز را آموزش می­داد.
روشهای زریاب هنوز هم در هنرستانهای موسیقی غرب متداول است.

ساز شناسی پیانو   پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها)به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده 0

ساز شناسی پیانو پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها)به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده

ساز شناسی پیانو
 
پیانو یکی از سازهای صفحه‌کلیددار و مشهورترین آن‌ها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکش‌هایی با سیم‌های آن تولید می‌شود. این چکش‌ها در اثر فشرده‌شدن کلیدها (کلاویه‌ها)به حرکت در می‌آیند. سیم‌های پیانو به صفحه‌ای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شده‌اند که نقش تقویت‌کنندهٔ صدای آن‌ها را دارد.

پیانو به عنوان مادر سازها و کامل‌ترین ساز نیز شناخته می‌شود؛ علت نسبت دادن این لقب‌ها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گسترده‌ای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔصدا را تولید می‌کنند. پیانو در شکل فعلی‌اش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانس‌هایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز می‌باشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خواننده‌ها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.

تاریخچه

پیانو به شکل مدرن را بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمی‌تر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می‌شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشرده‌شدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربه‌زدن به کلیدها صدایی نرم‌تر ایجاد کند، یا با ضربات محکم‌تر صدایی درشت‌تر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.

نام‌گذاری

نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) میباشد، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شده‌است، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید شدت‌های گوناگون می‌باشد.

پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آن‌چه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته می‌شود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته می‌شود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگی‌است که برای هرچه‌بهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمه‌باز توسط پایهٔ کوچکی ثابت می‌کنند. انواع دیگر پیانو با نام‌های پیانوی ایستاده یا دیواری Stand) یا( Upright پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچک‌تری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شده‌اند.

نحوه صدادهی

چکش‌های پیانو به واسطهٔ مجموعه‌ای از اهرم‌های ظریف به کلیدهای پیانو متصل می‌شوند. به مجموعهٔ این اهرم‌ها و چکش‌ها عملگر یا Action پیانو گفته می‌شود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکش‌ها در برخورد به سیم‌ها، و کنترل عکس‌العمل بازگشتی آن‌ها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکش‌ها توسط لایه‌ای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده می‌شود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز می‌باشد.

کلیدهای پیانو

۷ کلید سفید در هر اوکتاو پیانو برای ۷ نت دو ر می فا سل لا سی وجود دارد. علاوه بر این کلیدهای سفید کلیدهای سیاه‌رنگی هم بین بعضی از کلیدهای سفید وجود دارد. بین کلیدهای سفیدرنگ می و فا و نیز بین کلیدهای سفیدرنگ سی و دو کلید سیاه‌رنگ وجود ندارد.

هر کلید سیاه‌رنگ در پیانو در حکم نت دیز برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت چپ آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت راست آن کلید سفید قرار دارد) و در حکم نت بمول برای نت مربوط به کلید سفیدرنگ سمت راست آن (یعنی آن کلید سیاه در سمت چپ آن کلید سفید قرار دارد) است.

انواع پیانو

پیانو دیواری (Vertical – Upright)
پیانو اسپینت
پیانو کنسول
پیانوی بزرگ

البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بوده‌اند. برای مثال پیانوهای گنجه‌ای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده می‌شود.

نحوه نواختن پیانو

پیانو توسط ضربه نوک انگشتان نواخته می‌شود. برای این کار دست را بلند کرده و سپس فرود آورده و با نوک انگشت مورد نظر ضربه می‌زنیم. مکانیسم پیانو تولید صدا می‌کند. بدلیل شکل مکانیسم پیانو یک پیانسیت می تواند همزمان تا ده نت را به صدا درآورد.

سه تار  پیشینه و معرفی چند مجسه گلی پیداشده در منطقه باستانی هفت تپه و معبد بزرگ "چغازنبیل" واقع در استان خوزستان، نوازنده ای را نشان می دهند که ساز او شباهت زیادی به سه تار امروزی دارد. این نقش های برجسته مربوط به 1500 سال پیش از میلاد مسیح، حکا 0

سه تار پیشینه و معرفی چند مجسه گلی پیداشده در منطقه باستانی هفت تپه و معبد بزرگ "چغازنبیل" واقع در استان خوزستان، نوازنده ای را نشان می دهند که ساز او شباهت زیادی به سه تار امروزی دارد. این نقش های برجسته مربوط به 1500 سال پیش از میلاد مسیح، حکا

سه تار


پیشینه و معرفی

چند مجسه گلی پیداشده در منطقه باستانی هفت تپه و معبد بزرگ "چغازنبیل" واقع در استان خوزستان، نوازنده ای را نشان می دهند که ساز او شباهت زیادی به سه تار امروزی دارد. این نقش های برجسته مربوط به 1500 سال پیش از میلاد مسیح، حکایت از رواج سازی به نام تنبور در آن روزگار می کنند.

نام سه تار در اشعار شاعران کهن خیلی زیاد به کار رفته است و حتی به "سه تای" باربد موسیقیدان نامدار حکومت ساسانی در پیش از اسلام اشاره می کنند. حکیم ابونصر فارابی نیز در حدود 940 میلادی با نگارش کتاب معروف اش به نام موسیقی الکبیر از سازی به نام تنبور نام می برد. وی با ذکر جزئیات این ساز و حتی نقاشی کردن شکل آن ها در کتابش، انواع تنبورهای رایج زمان خود را طبقه بندی کرده است. شکل ظاهری تنبورهای زمان فارابی با سه تار امروزی شباهت بسیار زیادی دارد و نشان می دهد سه تار از این سازها الگو برداری شده است.

تنبور که به نوعی جد سه تار محسوب می شود، از قدیم با استفاده از تمام انگشتان دست، نواخته می شد و همچنان به همان شیوه صدا می دهد.

اما سه تار تنها ساز ایرانی است که با ناخن انگشت اشاره نواخته می شود و نوازندگی آن به شکل و شیوه امروزی پیشینه زیادی ندارد. در نقاشی های کاخ چهلستون اصفهان متعلق به دوره حکومت صفویه، سازی شبیه به سه تار دیده می شود. ولی در مقایسه با سه تار امروزی، سیم های بیشتری دارد. شش عدد گوشی درنقاشی دوره صفوی نشان می دهد که این ساز شش سیمه بوده است.

سه تار، سازی از خانواده سازهای زهی مضرابی است. در قدیم چون سه عدد تار یا سیم یا زه داشت، به آن سه تار گفته اند. اما درعصر حاضر همه سه تارهای شناخته شده، دارای چهارسیم اند. می گویند سیم چهارم را درویشی به نام مشتاق علیشاه از اهالی کرمان در دوره زندیه بر آن افزود و چون قابلیت های نوازندگی ساز افزایش یافت، به سرعت در بین نوازندگان این ساز پذیرفته شد. گستره صدا دهی این ساز دو و نیم هنگام (octave) و حجم صدای آن بسیار کم است و کیفیت صدایش به گونه ای است که بیشتر نوازندگان در خلوت خویش بدان می پردازند. سه تارغالباً به عنوان ساز تکنواز نواخته می شود، ولی امروزه با وجود دستگاه های تقویت کننده امکان به کار گیری این ساز در گروه های مختلف وجود دارد.

 نمونه 1: نوازنده عهد باستان 2000 سال پیش از میلاد مسیح پیدا شده در منطقه شوش، استان خوزستان 

نمونه 1: نوازنده عهد باستان 2000 سال پیش از میلاد مسیح پیدا شده در منطقه شوش، استان خوزستان 

 نمونه 2: نوازنده تنبور عهد باستان مربوط به 1500 سال پیش از میلاد مسیح پیدا شده در منطقه هفت تپه استان خوزستان  

نمونه 2: نوازنده تنبور عهد باستان مربوط به 1500 سال پیش از میلاد مسیح پیدا شده در منطقه هفت تپه استان خوزستان 

نمونه 3: تنبور خراسانی از کتاب موسیقی الکبیر فارابی 

نمونه 3: تنبور خراسانی از کتاب موسیقی الکبیر فارابی 

نمونه 4: تنبور بغدادی از کتاب موسیقی الکبیر فارابی 

نمونه 4: تنبور بغدادی از کتاب موسیقی الکبیر فارابی 

نمونه 5: شیوه نواختن تنبور با پنج انگشت 

نمونه 5: شیوه نواختن تنبور با پنج انگشت 

نمونه 6: نوازنده دوره صفوی با سازی شبیه سه تار که شش سیم دارد 

نمونه 6: نوازنده دوره صفوی با سازی شبیه سه تار که شش سیم دارد 

نمونه 7: گستره صدا دهی سه تار 

نمونه 7: گستره صدا دهی سه تار 

نمونه 8: معمول ترین کوک سه تار 

نمونه 8: معمول ترین کوک سه تار 

 نمونه 9: کوک متداول دیگری برای  سه تار 

نمونه 9: کوک متداول دیگری برای سه تار 

 نمونه 10: کوک معروف به راست پنجگاه 

نمونه 10: کوک معروف به راست پنجگاه 

نمونه 11: کوکی مناسب شور لا در سه تار 

نمونه 11: کوکی مناسب شور لا در سه تار

ساختمان ساز

این ساز از یک کاسه کوچک و دسته ای بلند تشکیل می شود. سیم ها از یک طرف به سیم گیر در انتهای کاسه درگیرند و از طرف دیگر به انتهای دسته که سرپنجه نام دارد، متصل می شوند. در سر پنجه ساز، چهار عدد گوشی وجود دارد که به وسیله آن ها می توان سیم ها را کوک کرد. در الگوهای قدیمی سه تار، گوشی ها به صورت دو به دو عمود بر هم نصب می شوند ولی در الگوی جدید که به طرح استاد قنبری معروف است، همه گوشی ها در طرفین سرپنجه قرار می گیرند.

جنس کاسه معمولاً از چوب درخت توت یا شاه توت است. در مواردی هم از چوب گردو استفاده می کنند. ولی جنس دسته ساز همواره از چوب گردو است که بر روی آن، 25 عدد پرده از جنس روده تابیده و اخیراً نخ های مصنوعی نظیر نایلون بسته می شود تا به وسیله آن ها نوازنده بتواند روی سیم ها انگشت گذاری کند و نغمه ها به صدا درآیند. در شیوه نوین نوازندگی گاه تعداد پرده ها ممکن است تا 28 عدد افزایش یابد.

انتقال صدا از سیم های ساز به کاسه سه تار به واسطه چوب کوچکی به نام خرک صورت می گیرد. خرک از جنس چوب شمشاد است و لرزش های مربوط به سیم را از طریق صفحه نازک به داخل کاسه هدایت می کند. در نتیجه صداها پس از چند بار انعکاس و تشدید، بار دیگر از مسیر سوراخ های روی صفحه بیرون می آیند.

طول کاسه سه تار 22 تا 30 ، عرض آن 12 تا 18 و عمق کاسه بین 12 تا 16 سانتی متر است. دسته سه تار به ضخامت 3 تا 3/5 سانتی متر وطول آن 40 تا 48 سانتی متر می باشد و کل طول ساز یعنی دسته و کاسه، 76 تا 80 سانتی متر طول دارد. سیم های سه تار به ترتیب سیم سفید، سیم زرد، سیم واخوان و سیم بم نام دارند. سه تار کوک های بسیار متنوعی دارد که برخی از این کوک ها ویژه همین ساز هستند و معمولاً در تک نوازی مورد استفاده قرار می گیرند. کاسه سه تار در قدیم به صورت یک تکه از تنه درخت درست می شد. در این روش، تنه درخت از بیرون تراشیده و از درون خالی می شود که البته سازنده ساز در تهیه کاسه با تحمل زحمت و سختی بیشتری مواجه است. گذشته از صرف وقت و نیرو برای کندن و تراشیدن چوب، رعایت هماهنگی قطر کاسه در تمام قسمت ها مهم ترین مسئله ای است که سازنده باید در نظر داشته باشد.

در عصر حاضر با پیشرفت های فنی، گونه متفاوتی به نام روش ترکه ای بوجود آمده است. در روش جدید، تخته های چوب از درخت به ضخامت حدود 3 میلی متر مدتی در آب خیسانده می شوند و پس از حدود 24 ساعت آن ها را در قالب های مخصوص قرار می دهند و با حرارت زیاد در زمانی بسیار کوتاه می خشکانند. پس از خشک شدن قطعات قالب گیری شده، بر اساس الگویی از پیش تعیین شده، آنها را به هم می چسبانند و کاسه ساز شکل می گیرد.

پس از آن که کاسه آماده شد، دسته ساز را به آن وصل می کنند.

سه تار معمولاً در دو اندازه کاسه بزرگ و کاسه کوچک ساخته می شود. سه تارهای کاسه بزرگ به الگوی استاد مهدی کمالیان هم شهرت دارند. سه تارهای کاسه کوچک نیز گاه به الگوی استاد هاشمی شناخته می شوند. تفاوت این دو نوع کاسه معمولاً در جنس صدای ساز است. آنها که صدای بم دوست دارند، معمولاً سه تار کاسه بزرگ انتخاب می کنند و در مقابل علاقه مندان صداهای تیز و شفاف به سراغ سه تار های کاسه کوچک می روند. در روش ساخت ترکه ای، برخی سازندگان به زیبایی کاسه نیز توجه خاصی دارند و در نتیجه نمونه های بسیار جذابی تولید می کنند.

سازندگان معروف سه تار در یکصد سال اخیر عبارتند از: علی محمد خان صفایی (1318-1276) ، حاج طاهر، ابوالقاسم اعتمادی معروف به مفتح السلطان، نریمان آبنوسی، مختاری، عشقی، استاد فرج الله، ابواحسن صبا، حاج محمد کریم خان، سید جلال، جواد چاییچی، ناصر شیرازی، مهدی کمالیان، زاد خیل، مفاخری و رامین جزایری.

نمونه 1: نصب گوشی های سه تار با الگوی قدیم 

نمونه 1: نصب گوشی های سه تار با الگوی قدیم 

نمونه 2: الگوی جدید سرپنجه طراحی و ساخت استاد قنبری مهر 

نمونه 2: الگوی جدید سرپنجه طراحی و ساخت استاد قنبری مهر 

نمونه 3: سیم گیر سه تار 

نمونه 3: سیم گیر سه تار 

نمونه 4: روی دسته ساز 25 تا 28 پرده بسته می شود 

نمونه 4: روی دسته ساز 25 تا 28 پرده بسته می شود 

نمونه 5: محل قرار گرفتن خرک روی صفحه ساز 

نمونه 5: محل قرار گرفتن خرک روی صفحه ساز 

نمونه 6: کاسه سه تار به صورت یکپارچه 

نمونه 6: کاسه سه تار به صورت یکپارچه 

نمونه 7: ترکه اصلی در کاسه های امروزی 

نمونه 7: ترکه اصلی در کاسه های امروزی 

نمونه 8: ترکه های فرعی در کاسه های امروزی 

نمونه 8: ترکه های فرعی در کاسه های امروزی 

نمونه 9: نمای پشت کاسه ترکه ای 

نمونه 9: نمای پشت کاسه ترکه ای 

نمونه 10: نمای جلو از کاسه ترکه ای سه تار 

نمونه 10: نمای جلو از کاسه ترکه ای سه تار 

نمونه 11: محل اتصال کاسه به دسته سه تار 

نمونه 11: محل اتصال کاسه به دسته سه تار 

نمونه 12: طرح های زیبا روی کاسه سه تار کار استاد قنبری مهر 

نمونه 12: طرح های زیبا روی کاسه سه تار کار استاد قنبری مهر

نوازندگان و شیوه های نوازندگی

در قرن حاضر نواختن این ساز دچار تحولات زیادی شده است و هم اینک بیش از ده شیوه سه تار نوازی را داریم که هر یک بر گرفته از شیوه قدما و ترکیب آن با شیوه های دیگر از جمله سلایق شخصی است. این تفاوت نواختن ها در عمل با استفاده از تنوع مضراب زنی، موقعیت قرار گفتن دست مضراب زن بر روی صفحه ساز و نحوه پرده گرفتن توسط دست چپ حاصل می شود. عواملی همچون نواخت ملایم بر روی سیم ها، تک سیم نوازی، شلوغ نوازی، تنبوری نوازی و سرعت مضراب و پنجه باعث می شوند صداهای متفاوتی از این ساز شنیده شود. در عصر ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، میرزا عبدالله فرزند آقا علی اکبر فراهانی از نخستین کسانی بود که سه تار را، مانند تار یکی از سازهای بنیادین موسیقی ایرانی دانست و خود او نیز علاوه بر تار، نوازنده چیره دست سه تار بود. اما از آنجا که در نخستین ضبط های موسیقی ایرانی هیچ اثری از سه تار نوازی میرزا عبدالله به ثبت نرسیده است، اطلاع دقیقی از شیوه نوازندگی سه تار او نداریم. پس از وی، شاگردش درویش خان شاخص ترین نوازنده سه تار زمان خود بود که از او نیز هیچ نمونه صوتی بر جای نمانده است. درویش خان علاوه بر تار، شاگردان ممتازی در نوازندگی سه تار داشت که می توان به نام های ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی، یوسف فروتن، سعید هرمزی و کلنل علی نقی وزیری اشاره کرد. وزیری با وجود آن که شاگرد مستقیم درویش خان بود ولی در نوازندگی سه تار دنباله رو استادش نشد و یک شیوه کاملاً شخصی در پیش گرفت. سنت سه تار نوازی بر اساس ردیف موسیقی ایران با تفاوت هایی در نحوه بیان، بعدها توسط احمد عبادی، داریوش صفوت، جلال ذوالفنون، محمدرضا لطفی و داریوش طلایی ادامه یافت.

شیوه نوازندگی این ساز پس از ورود به رادیو تغییر کرد. احمد عبادی فرزند کوچک میرزا عبدالله در سال 1327 توسط اسماعیل نوّاب صفا به رادیو دعوت شد و برای اوّلین بار در مرداد ماه سال 1327 صدای سه تارش از رادیو پخش گردید. پیش از آن شیوۀ قدما در نوازندگی سه تار بدین شکل بود که تمامی سیم ها با یکدیگر به صدا در می آمد ولی عبادی شیوه خلوت نوازی یا تک سیم نوازی را سرلوحه کار خویش قرار داد. عبادی گر چه فرزند میرزا عبدالله بود ولی مرگ زود هنگام پدر این فرصت را به او نداد تا از محضرش استفاده کند. بنابراین بعدها نوازندگی سه تار را از خواهران خود خصوصاً ملوک خانم که سه تار را به شیوۀ پدر می نواخت فرا گرفت. با این وجود، عبادی شیوه سه تار نوازی پدر را دنبال نکرد و خود در این فن، صاحب شیوه مخصوصی شد.

پس از فوت استاد صبا شیوه نوازندگی قدما چندان پیگیری نشد و سه تار نوازی عملاً به سلایق شخصی میل کرد. به عبارتی هر یک از نام آوران نوازندگی این ساز با استفاده از منابع مختلف و لحاظ سلیقه های شخصی به الگوهای متفاوتی از نوازندگی سه تار دست یافتند. این تفاوت ها به گونه ای است که یک شنونده کم آشنا هم با چند بار گوش دادن متوجه آن ها می شود. از شاگردان مستقیم ابوالحسن صبا می توان به دکتر داریوش صفوت، دکتر تفضلی و محمود تاجبخش اشاره کرد.

از دیگر نوازندگان مطرح سه تار می توان به نام های عطا جنگوک، داریوش پیرنیاکان، مسعود شعاری، بهداد بابایی، رامین جزایری و فرشاد توکلی اشاره کرد که برخی از ایشان تلفیقی از شیوه های گوناگون همراه با سلیقه های شخصی را در سه تار نوازی سنتی دنبال می کنند و برخی دیگر مانند رامین جزایری و فرشاد توکلی دنباله رو شیوه ابوالحسن صبا هستند.

سه تار سازی سبک، کم حجم و نسبتاً ارزان قیمت است و صدایی ملایم دارد. به همین دلیل علاقه مندانش بیشتر از دیگر سازهای ایرانی مانند تار، سنتور و کمانچه هستند. به غیر از اساتیدی که نام و نمونه کارشان در این مجموعه آمده است، نوازندگان زیادی هم اینک به نواختن و آموزش این ساز ظریف مشغول هستند، افرادی مانند حمید سکوتی، هادی آذرپیرا، مهرداد ترابی، بهنام وادانی، قشنگ کامکار، وصال عرب زاده، انوش جهانشاهی، امیر حسین پورجوادی، بهاره فیاضی، فرید خردمند، عرفان گنجه ای، علی بوستان، امین رامین، سروش قهرمانلو، مهدی رستمی، سیاوش کرمی، حافظ ناظری، تهمورس پورناظری، علیرضا مرتضوی، مژگان شجریان، آرشام قادری، وحید خسروی، بهراد توکلی، سپیده مشکی، کاوه گرایلی و ...

نمونه 1: یوسف فروتن 

نمونه 1: یوسف فروتن 

نمونه 4: ابوالحسن صبا 

نمونه 4: ابوالحسن صبا 

نمونه 6: ارسلان درگاهی 

نمونه 6: ارسلان درگاهی 

نمونه 8: مشیر معظم افشار 

نمونه 8: مشیر معظم افشار 

نمونه 10: احمد عبادی 

نمونه 10: احمد عبادی 

نمونه 12: جلال ذوالفنون 

نمونه 12: جلال ذوالفنون 

نمونه 15: حسین علیزاده 

نمونه 15: حسین علیزاده 

نمونه 17: داریوش طلایی 

نمونه 17: داریوش طلایی 

نمونه 19: مسعود شعاری 

نمونه 19: مسعود شعاری 

نمونه 21: بهداد بابایی 

نمونه 21: بهداد بابایی

سازهای هم خانواده

همچنان که خود سه تار برگرفته از تنبور عهد باستان است، در عصر حاضر نیز سازهای جدیدی با الگو برداری از سه تار بوجود آمده اند. از جمله می توان به سه تار پوستی، سه تار باس و سه تار شورانگیز اشاره کرد. گر چه این سازهای جدید تا کنون هیچ یک همانند خود سه تار فراگیر نشده اند. ولی به ضرورت، گاهی در کنسرت ها و آثار ضبط شده، صدای آنها را می توان شنید. نخستین تجربه، ساخت سه تار پوستی است که در اوایل قرن خورشیدی حاضر صورت گرفت. بیشتر نواخته های ارسلان درگاهی با این نوع سه تار ضبط شده است. از آن جا که در سه تار پوستی به جای صفحه چوبی، یک قطعه پوست نازک مورد استفاده قرار می گیرد، صدای ساز کمی به سمت صدای تار متمایل می شود. ولی در مجموع، تفاوت زیادی با صدای سه تار ندارد.

تجربه دیگر، ساخت سه تار شورانگیز است که برای اولین بار به پیشنهاد زنده یاد علی تجویدی و اجرای ابراهیم قنبری مهر ساخته شد. شورانگیز در واقع سه تاری است که صفحه آن علاوه بر چوب، از قطعه ای پوست هم بهره می برد و به همین دلیل طنین بیشتری دارد. صدای شورانگیز کمی بم تر از سه تار معمولی است.

سه تار شورانگیز معمولاً در دو اندازه کوچک و بزرگ ساخته می شود. انواع کوچک همانند سه تار معمولی چهار سیم دارند ولی اندازه های بزرگ تر دارای شش سیم هستند. یعنی دو سیم اول و دوم به صورت جفت بسته شده اند.

سه تاربم یا سه تارباس نیز در واقع سازی است که یک هنگام (octave) از سه تار معمولی بم تر صدا می دهد. این ابتکار نخستین بار از سوی مسعود شعاری به کار گرفته شد و اینک به طور محدود در برخی اجراها از آن استفاده می شود.

در چند سال اخیر ساز جدیدی به پیشنهاد حسین علیزاده و اجرای سیامک افشاری با الگوبرداری از سه تار و یک ساز دیگر ایرانی به نام بربط (عود) ساخته شد که از بسیاری جهات، شباهت زیادی به سه تار دارد. اول اینکه همانند سه تار با ناخن نواخته می شود و دوم، در بخش صداهای زیر صدایش شباهت زیادی به سه تار دارد. این ساز سلانه نام گرفته و همانند شورانگیز دارای شش سیم است. علاوه بر آن تعدادی سیم واخوان نیز بدون این که در اجرای ملودی نقشی داشته باشند، به بدنه ساز بسته شده اند و طنین صدای آن را افزایش می دهند.

نمونه 1: سه تار پوستی 

نمونه 1: سه تار پوستی 

نمونه 3: نمای روبرو از سه تار شورانگیز با چهار سیم 

نمونه 3: نمای روبرو از سه تار شورانگیز با چهار سیم 

نمونه 5: شورانگیز شش سیمه 

نمونه 5: شورانگیز شش سیمه 

نمونه 6: سه تارباس کاسه ای بزرگ تر از سه تار معمولی دارد 

نمونه 6: سه تارباس کاسه ای بزرگ تر از سه تار معمولی دارد 

نمونه 8: نمای روبرو از سلانه 

نمونه 8: نمای روبرو از سلانه 

نمونه 9: حسین علیزاده با سلانه 

نمونه 9: حسین علیزاده با سلانه

تجربه های نوین

سه تار سازی است که بیشتر در تکنوازی به کار می رود. پایین بودن حجم صدای آن، عملاً امکانی برای حضوری برابر در گروه های موسیقی را به این ساز نمی دهد، مگر اینکه با کمک دستگاه های تقویت کننده صدا بتوان به صدای آن حجمی داد. در عوض به راحتی می توان در محیط های کم صدا آن را به صدا درآورد، بی آن که نگران مزاحمت برای دیگران بود. به همین دلیل این ساز در مقایسه با دیگر سازهای ایرانی کمی خصوصی جلوه می کند. اما در دوره جدید با استفاده از ابزار و امکانات نوین، کاربردهای متفاوتی برای این ساز می توان جستجو کرد. نخستین کاربرد غیر تکنوازی این ساز، اجرای مجموعه برنامه هایی تحت عنوان همنوازی سه تار بود که توسط جلال ذوالفنون در اوایل دهه شصت خورشیدی تحقق یافت. در این شیوه، چند نوازنده سه تار به طور همزمان به اجرای موسیقی می پردازند و چون به جز تنبک یا دف، ساز دیگری همراه آنها نیست. در نتیجه یک جلوه صوتی متفاوتی ایجاد می شود. تکنوازی های جدید، جلوه های جدیدی از قابلیت این ساز را به نمایش گذاشته اند که در مقایسه با شیوه های نوازندگی سنتی، تفاوت قابل ملاحظه ای دارند. برای نمونه تکنوازی سه تار حسین علیزاده با عنوان "ترکمن" شکل نوینی از سه تارنوازی معاصر است که الزاماً در چارچوب موسیقی دستگاهی نمی گنجد. سه تار غالباً به عنوان ساز دوم نیز نواخته می شود. خیلی از نوازندگان، آهنگسازان و خوانندگان موسیقی ایرانی، برای خلوت خود از این ساز بهره می برند و گاه آن را در اجراهای رسمی شان نیز ارائه می دهند. معمولاً نوازندگان حرفه ای سه تار به نواختن ساز دیگری متمایل نیستند اما به گونه عجیبی سایر نوازندگان سازهای ایرانی، کم و بیش به سه تار روی آورده اند. حتی بیشتر خوانندگان آواز ایرانی برای خلوت خویش و همچنین همراهی آوازشان، به سه تار علاقه مندند. به نظر می رسد در این ساز یک کشش ویژه ای وجود دارد که غالب نوازندگان دیگر سازهای ایرانی، نمی توانند از آن چشم بپوشند. بیشتر نوازندگان تار معمولاً به دلایل فنی با سه تار آشنایی دارند. برخی نوازندگان دیگر سازهای ایرانی مانند حسن کسایی (نی)، علی تجویدی (نوازنده ویولون و آهنگساز)، پرویز مشکاتیان (نوازنده سنتور و آهنگساز)، کیهان کلهر (نوازنده کمانچه) و حمید متبسم (نوازنده تار و آهنگساز) نیز تجربه های سه تار نوازی در کارنامه خویش دارند که این تجربه ها گاه کاملاً در چارچوب سه تار نوازی سنتی می گنجند و گاه در فضاهای متفاوتی سیر می کنند. در چند دهه اخیر استفاده از سه تار در گروه نوازی سازهای ایرانی و حتی ارکسترهای بزرگ و کوچک از نوع سمفونیک متداول شده است. در چنین مواردی معمولاً با استفاده از دستگاه های تقویت صدا، فضای مناسبی برای خودنمایی سه تار بوجود می آورند. از دیگر استفاده های نوین این ساز می توان به برخی موسیقی های تلفیقی اشاره کرد که سه تار در کنار سازهایی مانند گیتار، ویولون، طبلای هندی و غیره به همنوازی می پردازد. در نوعی دیگر از سه تار نوازی نوین، تقریباً همان شیوه های سنتی نوازندگی کم و بیش لحاظ می شود ولی سرعت اجرای قطعات و برخی تکنیک ها مانند مضراب ریز به طرز کاملاً محسوسی از شیوه قدیمی بیشتر است. اجرای حرکت های سرعتی، مهم ترین ویژگی این شیوه نوازندگی است. تکنوازی های بهداد بابایی نمونه ای از این شیوه به شمار می رود.

نمونه 1: جلال ذوالفنون 

نمونه 1: جلال ذوالفنون 

نمونه 3: حسین علیزاده 

نمونه 3: حسین علیزاده 

نمونه 5: حمید متبسم 

نمونه 5: حمید متبسم 

نمونه 7: مسعود شعاری 

نمونه 7: مسعود شعاری 

نمونه 9: بهداد بابایی 

نمونه 9: بهداد بابایی